شمارهٔ ۲۷۵
هوش مصنوعی: این شعر به دوری از عشق و غم و عواقب ناشی از آن اشاره دارد. شاعر به دوستان یا عاشقان توصیه میکند که به خاطر زیباییهای ظاهری عشق خود را به خطر نیندازند و از فتنههای ناشی از عشق دوری کنند. او همچنین تأکید میکند که اگر به محبوب خود نمیرسند، نباید به دنبال امیدهای بیجا باشند و باید از دردسرهای ناشی از عشق پرهیز کنند. استفاده از باده و هر چیز لذتبخش دیگر را هم به عنوان راهی برای فراموشی و گریز از غم معرفی میکند. در نهایت، شاعر خواستار واقعگرایی و چشمپوشی از خیالات توخالی است.
دلا به دست هوس تار زلف یار مکشدر او مپیچ و بلا را به اختیار مکش
هوش مصنوعی: ای دل، به خاطر کشش و آرزوهای بیپایان زلف محبوب، خودت را به دردسر نینداز. خود را در این پیچیدگیها غرق نکن و بلایی را که میتواند به تو برسد، به اختیار خود انتخاب نکن.
که فتنه یی ست به هر تاب طرّهٔ او راچو تاب فتنه نداری تو زینهار مکش
هوش مصنوعی: هرچند زیبایی و جاذبه او میتواند ایجاد مشکل و دردسر کند، اما اگر تو از عهده این مشکلات برنمیآیی، بهتر است با احتیاط رفتار کنی و او را نرنجانی.
ز سرکشیِ چو به قدّش نمی رسی ایبه جای خویش نشین و به هرزه بار مکش
هوش مصنوعی: اگر به زیبایی و Grace او نمیرسی، بهتر است در جای خود باقی بمانی و خودت را به دردسر نیندازی.
بیار باده که جامت مدام می گویدکه ساغری کش و دردسر خمار مکش
هوش مصنوعی: بیا با من باده بنوش، زیرا که همیشه این جام به من میگوید که یک جرعه بخور و از مشکلات خمار و سردرد دوری کن.
خیال وصل خیالی بنه تمام از سرنمی رسد به تو این پایه انتظار مکش
هوش مصنوعی: اگر به وصال و دیدار تو فکر کنم، تمام خیال و آرزوهایم را کنار بگذار. چرا که این انتظار و امید به تو هرگز به سرانجام نمیرسد.