شمارهٔ ۲۷۶
هوش مصنوعی: این شعر به عشقی عمیق و حسرت اشاره دارد. شاعر در جستجوی ساقی و میباشد و میگوید که عمرش به سرعت میگذرد در حالی که دوستانش منتظر او هستند. او به محدودیتهایی که در ارتباط با دوستان و دلدادگانش دارد، اشاره میکند و از درد و رنج دلش به خاطر احساسی که از زیبایی عاشقانه احساس میکند، میگوید. شاعر همچنین به ناامیدی و عدم ارزشی که برای احساساتش وجود دارد، اشاره میکند. به طور کلی، این شعر بار عاطفی و فلسفی عمیقی درباره عشق و گذر زمان دارد.
کجاست ساغر می تا به گردش آرندشکه عمر رفت و حریفان در انتظارندش
هوش مصنوعی: بیا و ساغر شراب را بیاور تا دوستان دور هم جمع شوند، زیرا عمر ما در حال گذر است و آنها منتظر هستند.
به حلقه یی که حساب سگان او گذردرقیب کیست که باری کسی شمارندش
هوش مصنوعی: در چرخشی که فقط به حساب سگها میافتد، چه کسی رقیب است که بتوانند کسی را در آن شمارش کنند؟
دلم ز طرّه خوبان چگونه سر پیچدچو ساعتی به سرِ خود نمی گذارندش
هوش مصنوعی: دل من از زیبایی های خوبان به شدت آشفته و بیقرار است، چرا که حتی برای لحظهای نمیگذارند که سر به آرامش بگذارم.
سرشک گر همه بگذشت بهر خاک درتگذشته یی ست که با خاک می سپارندش
هوش مصنوعی: اگر همهی اشکها هم تمام شود، این اشکهایی که به خاطر تو ریخته شده به زمین میرود و با خاک یکجا دفن میشود.
به روی تو گل از آن دم که خودفروشی کردببین که بسته به بازار می برآرندش
هوش مصنوعی: وقتی تو خود را به دیگران عرضه کردی، ببین که مانند گلی که به بازار میبرند، ارزش و زیباییات چگونه تحت تأثیر قرار میگیرد.
چو نیست پیش بتان عزّتی خیالی رابه خواریی چه شود گر عزیز دارندش
هوش مصنوعی: زمانی که در برابر بتها عزتی وجود ندارد، هیچ اتفاقی نمیافتد اگر آنها به طور غیرواقعی نسبت به چیزی احساس احترام و ارادت کنند.