شمارهٔ ۲۷۷
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حالتی از دل و ذهن میپردازد که پس از آشنایی با معنا و حقیقت، دیگر نمیتواند به ظواهر و شکلها توجه کند. شاعر به رندی و لذت از میپردازد و میگوید که عیبجویی از دیگران نادرست است. او به نشاط و شوق ناشی از می و موسیقی اشاره میکند و به نصیحتکنندگان توصیه میکند که به جای نصیحت، از زیباییها بگویند. در نهایت، او میگوید که پند و نصیحت ممکن است به دل برخی نرسد.
دل چو گشت از جام معنی جرعه نوشدلقِ صورت کرد رهن می فروش
هوش مصنوعی: وقتی دل از درک عمیق معنا سیراب شد، به دنبال ظاهر و شکلها رفت و از دستفروش شراب خواستار شد.
عیب خرقه گفتن از نامردمی ستدولت رندی که باشد عیب پوش
هوش مصنوعی: عیبجویی از لباس دیگران نشان از بینامردی است. کسی که به جای عیبگویی، عیوب دیگران را پوشش میدهد، در واقع دارای خرد و فضیلت است.
باز از جوش می و غوغای چنگسر خوشان را تازه شد جوش و خروش
هوش مصنوعی: مجددًا به خاطر شوق و سرور ناشی از شراب و صدای چنگ، حال و هوای خوشی بر دل شادمانان حاکم شده است.
ناصحا چند از نصیحت بعد از ایندم ز وصف گلرخان زن یا خموش
هوش مصنوعی: ای نصیحتکنندگان، چرا بعد از این به نصیحت میپردازید؟ یا از زیباییهای چهرههای دلربا سخن بگویید یا سکوت کنید.
سر به سر پند خیالی گوهر استلیک آن بدخو نمیگیرد به گوش
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که همهی ما از سخنان معقول و اندیشههای خوب بهرهمندیم، اما برخی افراد به دلیل نگرش منفی یا بدخوئی، نمیتوانند این پندها و نصیحتها را بشنوند و درک کنند.