شمارهٔ ۳۰۳
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر از عشق و پایبندی خود به معشوق صحبت میکند. او بیان میکند که همه چیز را به خاطر عشق ترک کرده و تنها معشوق را انتخاب کرده است. با بیان از تیرهای عشق و غمزههای معشوق، نشان میدهد که چگونه احساسات او را تحت تأثیر قرار داده و دلش فدای زیبایی معشوق شده است. همچنین، او به نوعی از خود بیخود شدن و افتخار به این عشق میپردازد؛ به طوری که از مقام و ثروت کنونی خود دور شده و خود را مانند یک درویش میبیند.
ما دل به تو دادیم و کمِ خویش گرفتیمترک همه گفتیم و تو را پیش گرفتیم
هوش مصنوعی: ما عشق و محبت خود را به تو تقدیم کردیم و از خودمان چیزی کم گذاشتیم. از تمام تعلقات دست کشیدیم و تو را در اولویت قرار دادیم.
از غمزه کمان گوشهٔ ابروی تو ما راهر تیر که زد بر جگر ریش گرفتیم
هوش مصنوعی: از زیبایی و جذابیت چشمان و ابروهای تو، ما همه درد و رنج را تحمل کردهایم و هر ضربهای که به دل ما زد، با شوق و عشق آن را پذیرفتهایم.
کردیم ز تیر تو حذر به که نگیریبر کردهٔ ما عیب که بر خویش گرفتیم
هوش مصنوعی: از تیرکمان تو دوری کردیم، بهتر است که ایراد کارهای ما را نگیری زیرا خود ما نیز عیب و نقصهای زیادی داریم.
دل عاقبت از شوق کمانخانهٔ ابروقربان شد و ما نیز همین کیش گرفتیم
هوش مصنوعی: دل در نهایت به خاطر زیبایی و جذابیت ابروهایی که مانند کمان هستند، فدای آن شد و ما نیز همین مسیر را انتخاب کردیم.
آزاده ز شاهیّ دو کونیم خیالیز آن روز که خود را چو تو درویش گرفتیم
هوش مصنوعی: ما از سلطنت دنیا آزاد هستیم و خیالات ما به آن روز برمیگردد که خود را همچون تو، یک درویش و زاهد، گرفتیم.