شمارهٔ ۳۰۵
هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و شوقی که نسبت به معشوق دارد، سخن میگوید. او توصیف میکند که چگونه هر شب مانند شمع در آتش عشق سوخته و با خیال چهرهی معشوقش خوشحال است، حتی در بیماری. سالها در هوای او رقصان بودند و اکنون به وضعیتی فرورفتهاند. او بیان میکند که در عشق معشوق، همه دردها و رنجها را تحمل میکند، حتی اگر زلف او بلایی برایش به همراه داشته باشد. زلف معشوق را همچون زنجیری میبیند که او را به خود جذب کرده و مانند مجنونی در پی لیلیاش است.
ما که هرشب همچو شمع از تاب و تب در آتشیمبا خیال نرگست در عین بیماری خوشیم
هوش مصنوعی: ما هر شب مانند شمعی میسوزیم و در شور و هیجان غرق هستیم، اما با یاد تو، حتی در حالتی که بیمار و ناراحتیم، احساس خوبی داریم.
سالها بودیم رقصان در هوایت ذرّهوارواین زمان افتاده چون گردی به روی مفرشیم
هوش مصنوعی: مدتها در عشق تو شور و شوق داشتیم و همچون ذرات ریز در فضایت میرقصیدیم، اما اکنون به مانند گردی روی فرش افتادهایم.
گه نشسته در عرق گه در تبیم از اشک و سوزمختصر یعنی که در عشقت به آب و آتشیم
هوش مصنوعی: گاهی در حالتی هستم که غرق عرق هستم و گاهی دیگر تب دارم. این حالتم از اشک و سوز مختصر نشأت میگیرد، یعنی اینکه در عشق تو به هر دو حالت آب و آتش مبتلا شدهام.
گفتهای زلفم مکش ورنه بلا خواهی کشیدهر بلایی کز سر زلف تو آید میکشیم
هوش مصنوعی: اگر بگویی موهایم را نچین، در غیر این صورت دچار مشکلاتی خواهی شد. هر نوع بدبختی که از موهای تو ناشی شود، من هم آن را تحمل خواهم کرد.
تا پی قید خیالی گرد گرد عارضتزلف چون زنجیر تو لیلیست ما مجنونوَشیم
هوش مصنوعی: به دنبال قید و بندی خیالی برای چهرهی تو هستم، زلفهایت مانند زنجیری هستند که مرا به دیوانگی میکشد، همانطور که مجنون به عشق لیلی.