شمارهٔ ۳۰۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از وفاداری و عشق خود به محبوب سخن میگوید. او از دلتنگی و غم ناشی از جدایی با محبوبش ابراز ناراحتی میکند و به او میگوید که در غیاب او، دردها و مشکلاتی دارد. شاعر درها را بسته و آرزو دارد که روزی محبوبش به او برسد. او همچنین به این نکته اشاره میکند که حتی اگر به حالتی بیخیال و دور از خویش بیفتد، باز هم تصویر محبوبش را در ذهن دارد و به او وفادار میماند. در کل، شعر حس عمیق عشق و دلتنگی را به تصویر میکشد.
مرا که بر سر کویت سگ وفا دارمز در مران که در این باب کارها دارم
هوش مصنوعی: من که به تو وفادارم و در کنار کوی تو هستم، مرا از در خود دور نکن چرا که در این موضوع مسائل زیادی دارم.
بدان هوس که به سر وقت من رسی روزیز پا فتاده ام و دست بر دعا دارم
هوش مصنوعی: بدان که من به خاطر آرزوهایی که در سر دارم، روزی به شدت خسته و زمینگیر شدم و در حال دعا کردن هستم.
تو را که در غم هجران نبوده ای چه خبرکه بر دل از غم هجران تو چه ها دارم
هوش مصنوعی: چه میدانی از حال من در غم دوریات، وقتی خودت هرگز در این غم نبودهای؟ در دل من از این دوری چه دردها و رنجها وجود دارد.
چو باد خوشدل از آنم که هرکجا هستمتو را که سرو روان منی هوا دارم
هوش مصنوعی: مانند بادی خوشحال و سرزنده هستم که در هر جایی که حضور داشته باشم، همیشه به یاد تو هستم که چون سرو، روح من را زنده میکنی.
اگر شوم چو خیالی ز خویش بیگانهروا بوَد چو خیال تو آشنا دارم
هوش مصنوعی: اگر همانند یک خیال از خودم دور شوم، اشکالی ندارد؛ زیرا من خیال تو را به خوبی میشناسم.