شمارهٔ ۳۱۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنجی که در دوری محبوبش تحمل میکند صحبت میکند. او به شب هجر اشاره میکند و بیان میکند که عشقش مانند شمعی است که در آتش غم میسوزد. حتی اگر مجبور شود از خدایش پیروی کند، نمیتواند رضایت محبوبش را نادیده بگیرد. او همچنین به زیبایی طبیعت و نغمه پرندگان در فصل گل اشاره میکند و بیان میکند که هرکسی که از جمال محبوبش بد بگوید، جاهل است. در نهایت، از محبوبش میخواهد که او را بیگناه عذاب ندهد و به یادش باشد.
ای رفیقان به شب هجر چو از آتش منشمع را سوخت دل از غصّه چراغش روشن
هوش مصنوعی: ای دوستان، در شب جدایی وقتی که آتش من شمع را سوزاند، دل من از اندوه همچون چراغی روشن گشت.
سر نه پیچم ز رضای تو اگر تیغ زنیچه کنم گر ننهم حکم خدا را گردن
هوش مصنوعی: اگر بر اساس خواسته و رضایت تو، سرم را زیر تیغ هم ببری، چه کار میتوانم بکنم؟ اگر هم نتوانم حكم خدا را بپذیرم، چه باید بکنم؟
نیست در دور تو بی نالهٔ زار آن سر کوخوش بود موسم گل نغمهٔ مرغان چمن
هوش مصنوعی: در دور و بر تو هیچ شادی و خوشحالی بدون ناله و گریه وجود ندارد. در این زمان که فصل گل است، آواز پرندگان چمن همواره پر از غم و اندوه است.
هرکه لعل لب سیراب تو را بد گویدگرهمه چشمهٔ خضر است که خاکش به دهن
هوش مصنوعی: هر کسی که دربارهٔ زیباییهای لبهای تو بد بگوید، حتی اگر به چشمهٔ خضر تشبیه شود، چیزی جز خاکی که در دهانش است ندارد.
گر نخواهی که چو گل چاک شود پیرهنتبی گناهی نکش از دست خیالی دامن
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی که مانند گل پارهپاره شوی، از دست خیالهای بیهوده دامن خود را دور نگهدار.