شمارهٔ ۳۱۲
هوش مصنوعی: این شعر عشق و دلتنگی را به تصویر میکشد. شاعر از محبت و علاقه عمیق خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که نام و نشان معشوق برای او همه چیز است. او میخواهد بگوید که حتی پس از مرگ نیز یاد معشوق از خاطرش نخواهد رفت و عشقش به او چنان عمیق است که جانش را نیز فدای او میکند. شاعر همچنین به حسادت و رنج تنهایی ناشی از جدایی اشاره میکند و تردید و شک در مورد زندگی بیمعشوق را بیان میکند.
ای مهر تو انیس دل ناتوان منذکر لب و دهان تو ورد زبان من
هوش مصنوعی: ای خورشید زندگی من، که دل ضعیف من به تو آرامش مییابد، نام تو همیشه بر زبان من جاری است.
تا نام تو شنید و نشان تویافت دلدیگر اثر نیافت ز نام و نشان من
هوش مصنوعی: زمانی که دلش نام تو را شنید و نشانهات را یافت، دیگر به چیزی از نام و نشان من توجه نکرد.
از لوح خاطرم نرود نقش مهر توبعد از اجل که خاک شود استخوان من
هوش مصنوعی: هرگز تصویر محبت تو از یادم نمی رود، حتی بعد از اینکه عمرم به پایان برسد و بدنم به خاک تبدیل شود.
دل سوخت زاین حسد که چرا صرف می شودجز نقد جان من به فدای تو جان من
هوش مصنوعی: دل من به خاطر این حسادت می سوزد که چرا عمر و زندگی من جز برای تو مصرف می شود. جان من فدای تو؛ جان من برای توست.
کس را وقوف نیست بجز نی ز همدمانکز دست هجر کیست نفیر و فغان من
هوش مصنوعی: هیچکس جز نی نمیداند که فریاد و ناله من از جدایی چه حالی دارد.
گفتم تن خیالی مسکین چو موی چیستدر تاب رفت و گفت ز فکر میان من
هوش مصنوعی: گفتم که بدن بیچارهام چه شکلی دارد، مانند مو برایش سختی و چرخش پیش آمده است. او در پاسخ گفت که از فکر و خیال من خسته و سرسخت شده است.