شمارهٔ ۳۱۳
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به تأثیر عشق و خیانت بر زندگیاش اشاره میکند. او میگوید که اگرچه قاتل او بر مزارش حاضر نشده، اما عشق او هر روز زنده است. در روز حساب، تنها رنج و غم عشقش به جا خواهد ماند. همچنین، او تلاش میکند تا نشانی از معشوق را پیدا کند و در نهایت به این نتیجه میرسد که معشوقش خودش مشکلی برای دل او نمیشود. در پایان، لحظهای خیال او را ملاقات میکند و زیبایی معشوقش را مانند آیینهای در مقابلش میبیند.
با آنکه بر مزارم نگذشت قاتل منهردم گل وفایش می روید از گِل من
هوش مصنوعی: با وجود این که قاتلم بر سر مزارم نمیآید، هر لحظه یاد و محبتش از وجود من زنده و جاری است.
فردا که در حسابی آید حصول هرکسجز رنج و غصّه نبوَد از عشق حاصل من
هوش مصنوعی: فردا که روز حساب و کتاب است، هر کس به جز رنج و اندوهی که از عشق به دست آورده چیزی نخواهد داشت.
از سرّ غیب عمری جستم نشان و آخردر نقطهٔ دهانش حل گشت مشکل من
هوش مصنوعی: من سالها به دنبال نشانهای از رازهای پنهان زندگی بودم و در نهایت، تمام دشواریهایم در کلام او حل شد.
گفتم که بر دل من چندین جفا مکن، گفتچندین مگوی آخر من دانم و دل من
هوش مصنوعی: به او گفتم که چرا اینقدر به من ظلم میکنی و بدی میکنی، او پاسخ داد که چرا اینقدر صحبت میکنی؟ من خودم از حال دل خودم باخبرم.
آن لحظه با خیالی مقصود رخ نمایدکآیینهٔ جمالش باشد مقابل من
هوش مصنوعی: آن لحظهای که با خیال و آرزو، زیباییاش را رو در رو میبینم، مانند آینهای است که جمالش را به من نشان میدهد.