شمارهٔ ۳۱۶
هوش مصنوعی: در این اشعار شاعر به نیاز و درک خود از نعمتهای الهی اشاره میکند. او بیان میکند که تا زمانی که به رندی و نیاز نرسد، راهی برای عفو و بخشش گناهانش نخواهد بود. طاعات و عبادات در نظر او ارزشی ندارند در جایی که لطف و محبت دوست (خدا) وجود داشته باشد. او امید دارد که با شفاعت محبت خدا، به عزت و مقام دست یابد. همچنین، شاعر احساسات درونی خود را به آتش تشبیه میکند و نشان میدهد که در دلش سوز و گداز وجود دارد. در نهایت، به تأثیر زلف یار (خدا) اشاره میکند که نشانهای از سرنوشت و بخت تلخ او است.
تا رندی و نیاز نشد رسم و راه منضامن نگشت یار به عفو گناه من
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندگی من پر از شیطنت و احتیاج نباشد، دوست من ضمانتی برای بخشش گناهانم نخواهد بود.
طاعات را چه قیمت و عصیان چه معتبرجایی که لطف دوست بود عذر خواه من
هوش مصنوعی: اهمیت اعمال نیکی که انجام میدهیم چقدر است و چه ارزشی دارد نافرمانی و گناه به جایی که محبت و رحمت دوست به ما میرسد و میتواند عذر ما را بپذیرد.
باشد که خواندم به عنایت گدای خویشکآن هست بر درش سبب عزّ و جاه من
هوش مصنوعی: باشد که با عنایت و کرم گدای خود دعا کنم، زیرا این مقام نزدیک به او، دلیل عزت و جایگاه من است.
مانند مجمرم که درونم پر آتش استاینک دلیل سوز نهان دود آه من
هوش مصنوعی: من مانند یک زودپز هستم که درونم پر از آتش است و اکنون دلیل سوزش پنهانی که در آن دارم، دود و آه من است.
از فتنه سر متاب خیالی که زلف یاردالّ است بر تطاول بخت سیاه من
هوش مصنوعی: از مشکلات دوری کن و به فکر خیالهای شیرین برافراز، چرا که موهای محبوبم نشانهای از بلندپروازی و بدبختی من است.