شمارهٔ ۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وزیر میگوید که سر و سامان و مقام او از آسمان و زمین ناشی میشود. او شکایتی دارد و میخواهد در مورد وضعیت شخصی صحبت کند که در دوران حکومت وزیر، دعای او مورد نیاز است. این شخص تنها غم میخورد و هیچ کاری نمیکند جز اینکه قرض میگیرد.
ای وزیری که ملک و جاه تو رااز سماوات و ارض بیرون ارض
هوش مصنوعی: ای وزیری که مقام و قدرت تو فراتر از آسمانها و زمین است.
از زمانه شکایتی دارمبر ضمیر تو کرد خواهم عرض
هوش مصنوعی: من از زمانه شکایت دارم و میخواهم چیزهایی را دربارهی تو بیان کنم.
که در ایّام دولت تو، یکیکه دعای تو باشد او را فرض
هوش مصنوعی: در زمان سلطنت تو، کسی که برای تو دعا کند، بر او واجب است.
نخورَد هیچ چیز الاّ غمنکند هیچ کار الاّ قرض
هوش مصنوعی: هیچ لذتی در زندگی وجود ندارد جز غم و هیچ اقدامی نمیتوان انجام داد مگر اینکه به قرض و بدهی دچار شد.