شمارهٔ ۳۸
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق و مستی ناشی از آن است. شاعر تأکید میکند که هیچ نوع مستی دیگری به اندازه مستی عشق ارزش ندارد و در واقع، همین شعف و شوق عشق کافی است. او به قدرت و نفوذ عشق اشاره میکند که میتواند حتی دشمنان را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین، شاعر به اهمیت زندگی و خوشگذرانیدن در زمان حال پرداخته و از نیکبختی و شادی در میهمانی و زندگی لذت میبرد. در نهایت، او آرزو میکند که حسودان از غم و اندوه بیفتند و خود او همیشه خوشحال و سرزنده باشد.
جز آن که مستی عشقست هیچ مستی نیستهمین بلات بس است، ای به هر بلا خرسند
هوش مصنوعی: جز عشق، هیچ نوع مستی دیگری وجود ندارد. همین حالتی که داریم، کافی است؛ تو که از هر مشکل و دشواری خوشحالی.
خیال رزم تو گر در دل عدو گرددز بیم تیغ تو بندش جدا شود از بند
هوش مصنوعی: اگر دشمن به فکر جنگ با تو باشد و از تیغ تو بترسد، ترس او سبب میشود که از بندهای خود آزاد شود.
ز عدل تست به هم باز و صعوه را پروازز حکم تست شب و روز را به هم پیوند
هوش مصنوعی: از عدالت توست که پرندگان آزادانه پرواز میکنند و به واسطه فرمان تو، شب و روز به هم متصل میشوند.
به خوشدلی گذران بعد ازین، که باد اجلدرخت عمر بداندیش را ز پا افگند
هوش مصنوعی: با نشاط و خوشحالی زندگی را ادامه بده، زیرا روزی که زمان مرگ فرا رسد، عمر کوتاه و ناخوشایند مانند درختی بیحساب و بیدلی قطع خواهد شد.
همیشه تا که بود از زمانه نام و نشانمدام تا که بود گردش سپهر بلند
هوش مصنوعی: همواره تا زمانی که هستی، نام و نشانی از تو باقی میماند. تا زمانی که چرخش آسمان ادامه دارد، یاد تو همواره همراه خواهد بود.
به بزم عیش و طرب باد نیکخواه تو شادحسود جاه تو بادا ز غصه زار و نژند
هوش مصنوعی: در جمع شادمانی و خوشی، امیدوارم خوشبختی و شادی تو برقرار باشد و حسادت به مقام تو از غم و اندوه دور باشد.