شمارهٔ ۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از خداوند درخواست رهنمایی میکند تا او را به مکانهای خوش و زیبا هدایت کند. شاعر سپس به تأملات فلسفی درباره زندگی و فانی بودن دنیای مادی میپردازد و اشاره میکند که این دنیا در مقایسه با ذات حق، گذرا است. او به دل خود میگوید که اگر از فرمان خدا سرپیچی کند، عواقب ناخوشایندی در انتظارش است. در پایان، شاعر از احساس تواضع و خضوع خود نسبت به خداوند صحبت میکند و خود را در برابر نگارهای از نقش پا به خاک میافتد.
خدایا رهنما شو بر دل ما رهنمایی راکه بنماید به ما خوشتر ازین گلزار، جایی را
هوش مصنوعی: ای خدا، ما را راهنمایی کن که به ما محلی را نشان دهد که زیباتر و دلکشتر از این گلزار باشد.
دگر از بیم هرگز چشم نگذارد به هم گندماگر در خواب بیند همچو گردون آسیایی را
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر ترس نتواند چشمانش را به هم بگذارد، در خواب تنها چنان چیزی را خواهد دید که مانند گندم در آسیاب میچرخد و به هم میخورد.
جهان آمیزشی با ذات حق دارد ولی فانی ستبقا تا کی بود پیچیده بر کوهی صدایی را؟
هوش مصنوعی: جهان در ارتباطی عمیق با وجود الهی است، اما این ارتباط موقتی و زودگذر است. تا چه زمانی میتواند این پیوستگی ادامه داشته باشد، در حالی که صدایی از آن در دل کوهی محصور شده است؟
تو خود ای دل چه خواهی کرد کز فرمان چو سرپیچدبرون کردند از جنت چو آدم کدخدایی را
هوش مصنوعی: ای دل، تو چه میخواهی انجام دهی وقتی که نسبت به دستورات سرپیچی میکنی؟ چون آدم را از بهشت بیرون کردند، او هم صاحباختیار و کدخدای زمین شد.
سلیم از رشک همچون نقش پا از پای میافتمبه خاک آستان او چو بینم نقش پایی را
هوش مصنوعی: زمانی که به زیبایی و مقام او نگاه میکنم، به شدت از حسادت و عشق من به او میافتم. مانند نقش پای کسی که بر زمین گذاشته شده، من نیز به خاک پای او افتادهام.