شمارهٔ ۱۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به حرمت و اهمیت استغنا (بینیازی) اشاره میکند و حسرت و تمنای خود را نسبت به عشق و زیبایی بیان میکند. او از عشق به شراب و شادی در باغها صحبت میکند و به یادآوری لذتهای ساده و قناعت میپردازد. شاعر همچنین به تضاد میان فقر و غنى اشاره میکند و میگوید کسانی که به عشق و زیبایی نگاه میکنند، از فقر رنج نمیبرند. او همچنین ضمن انتقاد از تواضع و بیعملی زمانه، از تشنگی و دردی که این وضعیت برای او به همراه دارد حرف میزند. در کل، شعر به موضوعات عشق، زیبایی، قناعت و درد ناشی از فقر و نیاز میپردازد.
مزن به خون من ای پر عتاب، استغناکه می پرست نزد بر شراب، استغنا
هوش مصنوعی: مرا در نهان بزن ای کسی که همیشه خشمگین هستی، خود را بالاتر از من ندان و یاد بگیر که در کنار شراب دوستداشتنی، عشق را نیز باید پرستید.
دلی که در چمن محفل تو ره داردزند به باغ چو مرغ کباب استغنا
هوش مصنوعی: دل کسی که در چمن زار تو آزادی و جستوخیز دارد، مانند پرندهای است که در باغ پرواز کرده و از بینیازی لذت میبرد.
به خوان فقر بود هر که سیر چشم، زندبه قرص پنجه کش آفتاب استغنا
هوش مصنوعی: هر کسی که به نعمت و ثروت دست یافته، به خاطر فقر و نیاز دیگران نخواهد بود و این ناز و خودبینی مثل آفتاب، نشاندهنده بینیازی و خود اتکایی اوست.
خوشا دیار قناعت که می زنند اطفالبه شیر دایه، شب ماهتاب استغنا
هوش مصنوعی: دیاری که در آن قناعت حاکم باشد، جایی است که بچهها به آرامی با شیر دایه بزرگ میشوند و شبها زیر نور ماه آرامش دارند.
مکن تواضع اهل زمانه را تقصیرکه کرد خانه ی ما را خراب استغنا
هوش مصنوعی: تو نباید به تواضع و فروتنی دیگران در این زمان خرده بگیری، زیرا این خودخواهی و بینیازی ما بود که خانهامان را ویران کرد.
سلیم سوخت مرا تشنگی و بر لب جویزند چو موج، لب من به آب استغنا
هوش مصنوعی: تشنگی مرا به شدت عذاب میدهد و من در کنار جوی آب مانند موجی که میزند، لبم به آب نیازی ندارد.