شمارهٔ ۲۸
هوش مصنوعی: این شعر به وصف شادابی و سرخوشی میپردازد که در سایهی خنده و زیبایی «مینا» و «صراحی» ایجاد شده است. شاعر با اشاره به «جام می»، حالتی خوش و سرمست را توصیف میکند. او به چالشهایی که زمانه برای او به وجود آورده اشاره میکند و میگوید که هرگز کسی را نمیتوان یافت که به داغ و درد او سوخته باشد. همچنین شعلهای در قلب او وجود دارد که لطیف و زیباست و نشاندهنده وجود احساسی عمیق است که هیچ پروانهای در برابر آن آسیب ندیده است. شاعر در نهایت به استقامتی اشاره دارد که با وجود شکستها و دردهایی که تجربه کرده، همیشه پر از احساس و زندگی باقی مانده است.
افروخت از تبسم مینا ایاغ ماتر شد ز خنده های صراحی دماغ ما
هوش مصنوعی: به خاطر لبخند مینا، آتش اشتیاق ما شعلهور شد و عطر خوش خندههای صراحی بر ما اثر گذاشت.
تا جام می به دست رسیده ست سرخوشیماز آستین رهی ست به سوی دماغ ما
هوش مصنوعی: ما اکنون که جام می به دست داریم خوشحال و سرمستیم و این خوشحالی همچون جریانی از آستین ما به سوی ذهن و دل ما میآید.
ما را به برگ لاله چه نسبت، که روزگارهرگز نسوخته ست کسی را به داغ ما
هوش مصنوعی: ما را چه ارتباطی به زیبایی و لطافت گل لاله دارد؟ زیرا هیچکس در این دنیا به خاطر درد و غم ما داغ دیده و داغدار نشده است.
از پای تا به سر چو شفق شعله درگرفتآن ابر خون گرفته که آمد به باغ ما
هوش مصنوعی: از سر تا پا مانند صبحگاهی که درخشش نارنجی دارد، شعلهور شدهام. آن ابر آختهی خونین که به باغ ما رسید، در قلب من حس طوفانی و شدیدی را به وجود آورده است.
داریم شعله ای که ملایم تر از گل استپروانه ای نسوخته است از چراغ ما
هوش مصنوعی: ما شعلهای داریم که نرمتر از گل است و هیچ پروانهای به خاطر نور چراغ ما نسوخته است.
هرگز تهی نگشت ز خون جگر سلیمهرچند همچو لاله شکسته ست ایاغ ما
هوش مصنوعی: هرگز قلب سلیم از غم و اندوه خالی نبوده، هرچند که همچون لالهای شکسته و پژمرده است.