شمارهٔ ۴۷
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساس ناکامی و انتظار طولانی خود در عشق و جدایی اشاره میکند. او از بیتابی و درد ناشی از دوری معشوق میگوید و این انتظار را همچون عذابی میداند که عمر او را تلف کرده است. دلش از محبت به معشوق داغان است و با تشبیه به نگینی که از نامش تهی شده، از فقدان او رنج میبرد. همچنین، او احساس میکند که بار غم عشق بر بدنش سنگینی میکند و زندگیاش تنگ و سخت شده است. در انتها، او به وجود عشقش در میان مردم اشاره میکند و میگوید که نام او به واسطه عشق تبدیل به موضوعی شناختهشده در عالم شده است.
تا به کی آن آهوی وحشی نگردد رام ماز انتظار او غبار آورد چشم دام ما
هوش مصنوعی: تا چه زمانی این آهوى وحشى به ما عادت نخواهد کرد؟ از انتظار او، چشمان دام ما غبار آلود شده است.
عمر رفت و روزگار هجر او آخر نشدانتظار صبح محشر می کشد این شام ما
هوش مصنوعی: زندگی گذشت و دوران فراق او همچنان ادامه دارد و انتظار روز قیامت، شب پر از غم ما را میکشد.
در محبت بیش ازین خواری نمی باشد که دلمی کند پهلو تهی همچون نگین از نام ما
هوش مصنوعی: در عشق بیش از این هیچ رنجی وجود ندارد که دل از ما جدا شود، مانند نگینی که از یک انگشتر جدا میافتد.
جسم زار ما ز بس بالید از غم های اوشد لباس زندگانی تنگ بر اندام ما
هوش مصنوعی: اندام نحیف و آسیبدیده ما به خاطر غمها و دردهای او شبیه به لباس تنگی شده که بر روی ما فشار میآورد و ما را ناتوان و رنجور کرده است.
آسمان از سبحه ی پروین، دمی صد بار بیشاستخاره می کند تا می دهد یک کام ما
هوش مصنوعی: آسمان با ستاره های پروین، بارها و بارها برای ما دعا می کند تا یک خواسته یا آرزوی ما برآورده شود.
داد ما لب تشنگان را جرعه ای کی می دهدچون حباب از آب دریا پر نگردد جام ما
هوش مصنوعی: ما در انتظار اندکی از بخشش و نوازش دیگران هستیم، اما چون حبابی که در دریا غرق میشود، هرگز نمیتوانیم ظرف خود را پر کنیم و تشنگیمان برطرف شود.
عشق او مشهور عالم کرد ما را چون سلیمشد بلند از گفتگوی قامت او نام ما
هوش مصنوعی: عشق او نام ما را در دنیا زنده کرد و وقتی قامت او به بلندای سلیم رسید، ما هم به خاطر او شناخته شدیم.