تناجی
سلیم تهرانی

شمارهٔ ۵۵

فلک نبود به مستی حریف نالهٔ ماچو لاله ریخت از آن سرمه در پیالهٔ ما
به جز چراغ نداریم مجلس‌افروزیبه غیر شیشه کسی نیست هم پیالهٔ ما
ز بخت ما مددی غیر ازین نمی‌آیدکه از سیاهی او رم کند غزالهٔ ما
نمی‌توان به دل گرم ما به سر بردنچو سایه داغ گریزان بود ز لالهٔ ما
شود سلیم همه صرف شاهد و مطرباگر جهان زر گل را کند حوالهٔ ما