تناجی
سلیم تهرانی

شمارهٔ ۵۶

می‌جهد برق ز آه دل غم‌پیشهٔ ماشعله دارد حذر از تیر نی بیشهٔ ما
سبزهٔ دانهٔ نخجیرگه عنقاییمهمه از چشمهٔ دام آب خورد ریشهٔ ما
اثر توبه ز هرجا که نمودار شودهمچو دیوانه پی سنگ دود شیشهٔ ما!
کار ما تشنه‌لب مزد کسی نیست، که هستموج زن چون مه نو، آب زر از تیشهٔ ما
در خصومت نه سپهریم و نه سیاره سلیماز چه اندیشه کسی را بود اندیشهٔ ما؟