شمارهٔ ۸۶
هوش مصنوعی: این شعر به بیان مفهوم تقدیر و نصیب در زندگی انسانها میپردازد. شاعر اشاره میکند که هر فردی سهم خاصی از زندگی و روزی خود دارد، مانند جرعه آب که برای تشنگان ضروری است. او به تأکید میگوید که هیچ کس از سرنوشت خود فرار نمیکند و هر چیزی در زمان و مکان خاص خود به هر کس داده میشود. همچنین، اشاره به وضیعت انسانها و احساس غریبی در جهان دارد که نشاندهنده درد و رنج آنهاست. در نهایت، شاعر به زیبایی و ارزشهای زندگی و نصیبهایی که تقدیر برای هر فرد در نظر گرفته، اشاره میکند.
نیست ممکن جرعه ی آبی نباشد با نصیبتشنگان یاخضر می گویند و عارف یانصیب
هوش مصنوعی: هیچ چیز ناممکن نیست، حتی وقتی که صحبت از تأمین آب برای تشنگان میشود. این نشان از این دارد که هر کسی چیزی را که نیاز دارد، در نهایت به دست میآورد.
بر سر یک خوان، جهانی روزی خود می خوردمی برند از شربت آبی همه اعضا نصیب
هوش مصنوعی: در یک سفره، همه موجودات دنیا از نعمتهای روزی بهرهمند میشوند و هر کدام به نوبه خود از آب و شربت بهره میبرند.
هر کسی را روزی از جایی مقرر کرده اندقطره ی آبی صدف را نیست از دریا نصیب
هوش مصنوعی: هر انسانی برای خود روزی مشخصی تعیین شده است و مانند این نیست که هر کس به هر شکل از دریا بهرهمند شود.
خار و خس را اختیاری بر سر سیلاب نیستمی روم سرگشته و حیران، برد هر جا نصیب
هوش مصنوعی: خار و خس هیچ ارادهای در برابر طوفان ندارند. من در این حال که گم و گیج شدهام، به هر جایی که مقدرم باشد میروم.
گردن مینا و ساق ساقی و ران شکارنعمتی باشد، شود این هر سه چون یک جا نصیب
هوش مصنوعی: اگر گردن مینا، ساق ساقی و ران شکار به یک جا برسند، همه این نعمتها به طور یکسان تقسیم میشوند و به هم نزدیک میشوند.
شکوه ی آوارگی ما را سلیم از عشق نیستاز ازل ما را غریبی بود چون عنقا نصیب
هوش مصنوعی: کوچیدن و بیخانمان بودن ما هیچوقت از عشق سلیم نیست. از زمانهای دور ما به غریبی و دوری از خانه دچار بودیم، مثل پرندهی افسانهای عنقا که نصیب ما شده است.