شمارهٔ ۱۰۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از تضادهای موجود در جهان سخن میگوید. او به جنگی در دلش اشاره میکند و آن را در تضاد با خوشآوایی میبیند. همچنین، ماتم و شادی را در جهانی خراب در کنار هم تصور میکند. رابطهای بین درد و شعلههای دلش ایجاد میکند و از عجز و زاری اهل نیاز میگوید. در پایان، به روشنایی طبع سلیم اشاره میکند که مانند آینهای در دنیای بینظمی است. در کل، شعر به نوعی به تناقضات زندگی و احساسات انسانی میپردازد.
با رسوم جهان دلم جنگی ستخارج ساز من خوش آهنگی ست
هوش مصنوعی: دل من با اصول و قوانین این دنیا در تضاد است، اما نیاز دارم که شرایط را تغییر دهم و به چیزی دلنشین و زیبا برسم.
ماتم و سور این جهان خرابگریه ی مست و خنده ی بنگی ست
هوش مصنوعی: این دنیا مملو از غم و شادی است، به طوری که گریههای انسانهای محزون و خندههای آدمهای شاداب به هم میآمیزد.
شعله با آه من اگر خود رانسبتی می کند، ز یکرنگی ست
هوش مصنوعی: اگر شعلهای با آه من مرتبط باشد، به خاطر صداقت و یکرنگی من است.
عجز و زاری ست کار اهل نیازکه درین ره، حنای پا، لنگی ست
هوش مصنوعی: کسانی که نیازمند هستند، باید تنها به زاری و درخواست اکتفا کنند؛ زیرا در این مسیر، تلاش و دقت تنها با وجود مشکلات و نقصها همرا است.
چرخ را طبع روشن تو سلیمهمچو آیینه در کف زنگی ست
هوش مصنوعی: تو از نظر روشن و پاکی مانند آینهای هستی که در دست کسی زنگزده قرار گرفته است.