شمارهٔ ۱۲۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به فصل خزان و تأثیر آن بر چمن و باغ اشاره میکند. او بیان میکند که خزان، گرچه زمان زوال است، اما زیبایی و ارزش خاصی به چمن داده است. بهار رفته و خزان به جای آن نشسته است، در حالی که برگهای خزان به درختان شکوه و زیبایی خاصی بخشیدهاند. شاعر با اشاره به ساقی و بلبل از لذتهای باغ و مینوشیدنیهایش صحبت میکند و به این نتیجه میرسد که گرچه خزان زمان پژمردگی است، اما در دل آن، حالتی از شکفتگی و زیبایی نهفته است. در پایان، شاعر از فایدههایی که در این فضای دنج و مقدس (دیر) به دست آورده، سخن میگوید.
خزان ببین که چمن را چگونه جان داده ستبهار رفته و جا را به این خزان داده ست
هوش مصنوعی: خزان را ببین که چطور بهار با تمام زیباییاش را از چمن گرفته و جایش را به این فصل سرد داده است.
ز برگ های خزان هر نهال شاخ زری ستچه کیمیاست که طالع به باغبان داده ست
هوش مصنوعی: درختان خزان هر کدام شاخی از طلا دارند؛ این چقدر ارزشمند است که تقدیر به باغبان عطا کرده است.
شده ست ساقی هنگامه ی چمن، بلبلبه شاخسار، می از جام آشیان داده ست
هوش مصنوعی: ساقی در فضای شاداب چمن مشغول است و بلبل بر روی شاخهای نشسته و از جام آشیانهاش شراب مینوشد.
خزان شکفتگی از حد ببرد، پنداریکه باغبان به چمن آب زعفران داده ست
هوش مصنوعی: خزان به شدت زیبایی و شکفتگی را افزایش داده، گویی باغبان به چمن آب زعفران داده است.
سلیم پا نگذارم برون ز گوشه ی دیرچه فیض ها که مرا رو درین مکان داده ست
هوش مصنوعی: هرگز از گوشهی این معبد بیرون نمیروم، زیرا اینجا برکتهای زیادی به من عطا شده است.