شمارهٔ ۱۵۹
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر واقعیتهای زندگی و نیازهای انسانهاست. نویسنده اشاره میکند که در دنیا هیچکس از نیاز و وابستگی مصون نیست، نه پادشاه و نه گدا. همچنین به جنون و بیثباتی زندگی اشاره میکند و به این نکته میپردازد که انسانها میتوانند با انتخاب خود از جان گذشته و در مسیر خود حرکت کنند، ولی اگر درخواستی به زور از کسی شود، آن وقت حرف از رشوه و باج به میان میآید. شاعر همچنین به میکده و فلسفه زندگی اشاره میکند و از همه میخواهد که به یکدیگر رحم کنند، زیرا در نهایت همه ما در معرض خطر و آسیبپذیری هستیم.
نه در کلاه نمد راحتی، نه در تاج استکه پادشاه و گدا، هر که هست، محتاج است
هوش مصنوعی: آرامش و آسایش نه تنها در کلاه نمدی است و نه در تاج و تخت؛ بلکه همه، اعم از پادشاه و گدا، به نوعی به چیزهاییDepend on than دارد.
همه ز کاسه ی سر خیزدم جنون، آریحباب، بیضه ی مرغابیان امواج است
هوش مصنوعی: همه از سر دیوانگی من آگاهند، بله، حبابها همانند تخممرغهای پرندگان آبزی در میان امواج در حال حرکت هستند.
ز جان به رغبت خود می توان گذشت، ولیعطا به زور چو خواهند از کسی، باج است
هوش مصنوعی: میتوان با اختیار از جان گذشت، اما وقتی که کسی بخواهد چیزی را به زور بگیرد، این عمل شبیه به پرداخت باج میشود.
اگر به میکده منصور بگذرد، داندکه هر که هست درو چند مرده حلاج است
هوش مصنوعی: اگر کسی به میکده منصور برود، متوجه میشود که در آنجا چه کسانی هستند و هر کدام چه اندازه جانفشانی کردهاند.
ببین به کینه ی افلاک و رحم کن به سلیمکه تیر هفت کماندار را یک آماج است
هوش مصنوعی: به آسمان و کینههای آن نگاه کن و بر سلیم رحم کن، زیرا تیر کماندار همیشه به یک هدف میخورد.