شمارهٔ ۱۷۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ناکامی و بیراهی در زندگی اشاره میکند. او از عدم وجود نشانهای از پیشرفت یا موفقیت در مسیر خود lament میکند و به این حقیقت اشاره میکند که هیچ کس با کجروی به مقصد نرسیده است. همچنین، او به تجربیات شخصی و ناتوانی در بهرهمندی از زمان و نعمتها اشاره دارد و بیان میکند که دعا و سلام نیز بیثمر است، زیرا او هیچ امیدی به بهبود وضعیت خود ندارد. در نهایت، او به احساس تنهایی و ناامیدی از عدم وجود حمایتی در زندگیاش اشاره میکند.
فغان که در ره ما بانگی از درایی نیستهزار قافله رفت و نشان پایی نیست
هوش مصنوعی: ای وای که در این مسیر صدایی از دریا نیست. هزاران کاروان گذشتهاند و اثری از پایی نیست.
ز کجروی نبرد هیچ کس به مقصد راهکه تیر را بجز از راستی عصایی نیست
هوش مصنوعی: هیچکس با انحراف به هدف نمیرسد، چرا که تیر تنها با جهت درست به مقصد میرسد.
شراب، حوصله ی هر کسی کند ظاهرکه همچو دختر رز، مردآزمایی نیست
هوش مصنوعی: نوشیدنی، روحیه هر فردی را شاد و سرزنده میکند، اما مانند دختری از گل رز، همواره در دسترس مردان نیست و نمیتوان به آسانی به آن رسید.
سلام چیست، ندارم چو از کسی طمعیدعا برای چه گویم چو مدعایی نیست
هوش مصنوعی: سلام چه مفهوم دارد وقتی که من از کسی انتظاری ندارم؟ برای چه دعایی کنم وقتی که خواستهای وجود ندارد؟
سلیم، هر چمنی را که بود گردیدمبه بینوایی من، مرغ بینوایی نیست
هوش مصنوعی: سلیم، هر چمنی که دیدم و در آن گشت و گذار کردم، مالی از من به دست نیامد. من همواره در فقر و تنگدستی زندگی کردهام و مرغ فقر نیستم.