شمارهٔ ۲۹۱
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی مفهوم نیایش و عشق به می (شراب) و همچنین یاد وطن را بیان میکند. شاعر از نوای مرغ شباهنگ و ستارهی سحر برای نشان دادن لذتهای زندگی استفاده میکند و بر اهمیت لحظات حال در زندگی تأکید میکند. همچنین اشارهای به غریبی و یاد وطن دارد و از دشواریهای زندگی و دشمنیها سخن میگوید. در نهایت، شاعر میگوید که اکنون زمان شادی و جشن است و از خواندن و نوشیدن میگوید.
نوای مرغ شباهنگ، ناله ی نی ماستستاره ی سحر ما پیاله ی می ماست
هوش مصنوعی: صدای پرندهای به نام شباهنگ، شبیه به نالهای است که ما داریم. ستارهای که در سحر می درخشد، همچون جام مِی ماست.
نمانده قاعده ی تازه ای، پیاله بگیرکه آنچه کهنه به عالم نمی شود می ماست
هوش مصنوعی: دیگر در زندگی قاعده جدیدی وجود ندارد، پس پیاله را بردار و بنوش، چرا که آنچه کهنه است، هرگز در عالم تغییر نمیکند، مانند شراب که همیشه هست.
چه شد اگر به غریبی کنیم یاد وطنکه در قبیله سماع از نوای یاحی ماست
هوش مصنوعی: چه اتفاقی میافتد اگر در دوری از خانه، به یاد وطن بپردازیم، در حالی که صدای شادت مایه سرور ماست؟
ستاره نیست همین خصم ما، که همچون صبحهمیشه تیغ به کف آفتاب در پی ماست
هوش مصنوعی: این شخص دشمن ما نیست، زیرا او مانند ستاره نورانی نیست. او همانند صبح، همیشه با تیغی که در دست آفتاب دارد، در تعقیب ماست.
سلیم، تی تی مستان هند آخر شدپیاله گیر که اکنون زمان هی هی ماست
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به نوعی از جشن و شادی اشاره میکند که در آن نوشیدن شراب یا مغزی مفرح رواج دارد. به نظر میرسد که حال و هوای سرمستی و خوشی به او دست داده و او از دیگران میخواهد که لحظه را غنیمت شمارند و در این خوشی و شادی شریک شوند. در واقع، زمان شادمانی و زندگیکردن فرا رسیده و باید از آن بهرهمند شوند.