شمارهٔ ۳۳۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با استفاده از تصاويری قوی، از درد و زخمهای درونی خود صحبت میکند. او بیان میکند که تمام وجودش از زخمهای عاطفی و درد ایجاد شده به خاطر عشق و جدایی رنج میبرد. چشمها و مژگان معشوقش را به عنوان تنها امید برای تسکین دردش میبیند. همچنین رد عشق و حسرت به چهره معشوقش را همیشگی و غیرقابل فراموش شدن میداند. در نهایت، بیان میکند که آزار و زخمهای او به خاطر عشق و دشمنی درونیاش است.
همه تن خون دل من همچو دهان زخم استهمه اندام من از درد، مکان زخم است
هوش مصنوعی: تمام بدن من پر از درد و رنج است و به نوعی همچون زخمهای عمیق از دل شکستهام خبر میدهد. هر گوشهای از وجودم نشانی از این آلام دارد.
چاره ی درد دلم کاوش مژگان تو کرداین غلط بوده که الماس زیان زخم است
هوش مصنوعی: درد دل من را فقط نگاههای تو درمان میکند و اینکه گفتهاند الماس میتواند زخم بزند، اشتباه است.
زخم از بس به سر زخم بود بر دل منتا جگر تیر تو آنجا به میان زخم است
هوش مصنوعی: به خاطر زخمهای زیادی که بر دل من نشسته، حالا تیر عشق تو مانند زخمی در عمق وجودم جا خوش کرده است.
باورم نیست که تا روز قیامت برودحسرت روی تو در دل چو نشان زخم است
هوش مصنوعی: باورم نمیشود که تا پایان عمرم، حسرت دیدن تو در دلم بماند، مثل زخم که همیشه نشانهاش باقی میماند.
مرهم از زخم دلم می کشد آزار سلیمبی سبب نیست اگر دشمن جان زخم است
هوش مصنوعی: آسیبهای روحیام به گونهای خود را نشان میدهند که سلیم بیدلیل رنج میبرد. اگر چه دشمن جان من به من زخم میزند، اما این درد نمیتواند بیدلیل باشد.