شمارهٔ ۳۴۵
هوش مصنوعی: این شعر به نقد و طنز به زندگی زاهد و نکات منفی آن میپردازد. شاعر از زاهد میخواهد تا پرده از رازهای خود بردارد و به رفتارهای ناپسند او اشاره میکند. زاهد عمر طولانی را آرزو میکند در حالی که در قلبش حسرتهای زیادی دارد. همچنین به تضاد بین ظاهر و باطن او اشاره میکند و میگوید که در نزدیکیاش فرشتگان نمیتوانند آرام بگیرند چرا که بوی زشت از او میآید. در انتها، شاعر از زاهد میخواهد که بیپروا به زندگی و اوضاع روزگار بپردازد و دست از احتیاط و خودداری بردارد.
زاهد بیا و پرده برافکن ز راز خبثما دمکش توایم به آهنگ ساز خبث
هوش مصنوعی: ای زاهد، به ما نزدیک شو و پرده را کنار بزن تا راز ناپاکیهای ما را ببینی. ما که به نغمهی ناپاکیها میرقصیم، در نزدیکی تو هستیم.
عمرت دراز باد که در دورت اژدهاحسرت برد همیشه به عمر دراز خبث
هوش مصنوعی: باشد که عمر تو طولانی بماند، تا همیشه اژدهای حسرت در دور و برت وجود داشته باشد، و در این عمر طولانی، از بدیها و ناپاکیها دوری کنی.
نزدیک تو فرشته نگردد که زیر خاکمی آید از دهان تو بوی پیاز خبث
هوش مصنوعی: وقتی تو نزدیک هستی، فرشتگان نمیتوانند نزدیک شوند، زیرا از دهانت بوی ناخوشایند پیاز به مشام میرسد و این باعث میشود که آنها دوری گزینند.
بعد از طعام هر که بشویی تو دست راباشد ترا وضو ز برای نماز خبث
هوش مصنوعی: هر کس بعد از غذا دستهایش را بشوید، برای او وضو برای نماز پاکی به ارمغان میآورد.
حرفی بگو سلیم ز اوضاع روزگارما اهل بخیه ایم، مکن احتراز خبث
هوش مصنوعی: سلیم، صحبت کن درباره وضعیت روزگار ما. ما در شرایط سختی هستیم، پس از زشتیها پرهیز نکن.