شمارهٔ ۳۷۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به موضوعاتی چون عشق، پیوند و فاصله میان انسانها میپردازد. او اشاره میکند که قاصدی که برای ارسال نامهها به او میرسد، دیگر چندان موثر نیست و پیامها بیشتر به مرغان حرم میرسند. همچنین از احساسات عمیق خود میگوید که برخی از آنها به قلم میرسد. در مسیر عشق، او به پیروی از رهروان اشاره میکند و میگوید نشانههایی از عشق در قدمهایشان دیده میشود. همچنین، شاعر به یادگاریها و ارتباطات میان خود و دیگران اشاره میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که در اوج ارتباطات، دستهایی که به یاران نمیرسد، بیاثر میمانند. کل شعر به نوعی به عدم رسیدن به دیگری و longing (آرزو برای دیگری) اشاره دارد.
قاصد، دیگر به تو کم میرسدنامه به مرغان حرم میرسد
هوش مصنوعی: پیامرسان دیگر به تو دسترسی ندارد و نامهات به پرندگان حرم میرسد.
هر سخنانی که مرا در دل استبعضی از آنها به قلم میرسد
هوش مصنوعی: هر آنچه در دل دارم، فقط برخی از آنها موفق میشوند به نوشتار تبدیل شوند.
در ره شوقت ز پی رهرواننقش قدم در دو قدم میرسد
هوش مصنوعی: در مسیر عشق تو، مهرههای در این راه با قدمهای خود به فاصلهای نزدیک میشوند.
ما و سفالین قدح خویشتندست که بر ساغر جم میرسد؟
هوش مصنوعی: ما و ظرفهای سفالی که خودمان ساختهایم، کدام یک از ما میتواند دستش را به جام شراب جمشید برساند؟
جام می محفل خونیندلانز آبلهٔ دست، به هم میرسد
هوش مصنوعی: جامی که در جمع عاشقان و دلشکستگان پر از درد و رنج است، از زخمهای عمیق زندگی به یکدیگر پیوسته و ارتباط برقرار میکند.
دست شهان چون ز کرم کوته استدست که دیگر به کرم میرسد؟
هوش مصنوعی: دست کسانی که در قدرت هستند به دلیل ویژگیهای خودشان کوتاه و ناتوان است؛ بنابراین، دیگران نمیتوانند از آنها به خوبی بهرهمند شوند یا امیدی به کمک و لطف آنها داشته باشند.
دست به یاران نرسد گر سلیمما و ترا دست به هم میرسد
هوش مصنوعی: اگر دست ما به یاران نرسد، اما با تو در حالتی پاک و صاف، دستهایمان به هم میرسد.