شمارهٔ ۴۶۱
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف مشکلات و ناامیدیهای انسانی در زندگی میپردازد. شاعر از حالتها و نمادهای مختلفی استفاده میکند تا به بیان غمی عمیق بپردازد. از کعبه و دو خانه شروع میکند و به تضاد بین آرزوها و واقعیتها اشاره دارد. او از خرمن برکتها و غفلتها صحبت میکند و حسرت زمانه را میکشد. در ادامه، شاعر از تلاش برای فرار از مشکلات و ناکامیهایش میگوید و به محدودیتهای دین و دنیا اشاره میکند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که خوشیهای حقیقی از او دورند و تنها دردها و مشکلات در زندگیاش باقی مانده است.
از دیر و کعبه تا به دو جانب دو خانه ماندچون قبضه ی کمان دل ما در میانه ماند
هوش مصنوعی: از زمانهای قدیم و مکانهای مقدس تا امروز، دو خانه وجود دارد که در دو طرف قرار گرفتهاند. این دو خانه مانند قبضهی کمان هستند و دل ما در میان آنها قرار دارد.
خرمن ز خوشه، رفته ی جاروب برق شددر خواب چشم مور ز غفلت چو دانه ماند
هوش مصنوعی: خوشههای خرمن به وسیله جاروب جمعآوری شدند و در خواب، چشمان مور از غفلت مانند دانهای باقی ماند.
تاراج هرچه داشت، نمودیم و می خوریمافسوس حلقه ای که به گوش زمانه ماند
هوش مصنوعی: ما همه چیزهایی را که داشتیم نابود کردیم و اکنون آنها را میخوریم. افسوس که تنها نشانهای از ما در این دنیا باقی مانده است.
نقصانی از رمیدن مرغان نشد تراهمچون گره به حلقه ی دام تو دانه ماند
هوش مصنوعی: با فرار پرندگان، تو چیزی از دست ندادی، چون دانه همچنان در حلقهی دام تو باقی مانده است.
رفتم ازین خرابه و از ضعف سایه امهمچون نشان دود به دیوار خانه ماند
هوش مصنوعی: از این ویرانه خارج شدم و ضعف وجودم مانند نشانی از دود بر دیوار خانه باقی ماند.
در راه دین چه کار برآید ز منعماندستی که مور داشت در آغوش دانه ماند
هوش مصنوعی: در مسیر دین، چه نتایجی میتواند از اصرار و منع کسانی به دست بیاید که مانند مور، دستشان به دانهای که در آغوش دارند، مانده است؟ در واقع، این بیان به تضعیف و بیثمر بودن تلاشهای کسانی اشاره دارد که دست از تلاشهای معنوی خود برمیدارند.
عیشی سلیم قسمت ما نیست در جهاندردسری به ما ز شراب شبانه ماند
هوش مصنوعی: زندگی خوشی که شایسته ما باشد، در این دنیا وجود ندارد و تنها درد و رنجی که از مستیهای شبانه به ما رسیده، باقی مانده است.