شمارهٔ ۴۸۴
هوش مصنوعی: این شعر به حسرت و محدودیت در زندگی اشاره دارد. شاعر از عدم دسترسی به لذتها و زیباییهای زندگی در بستان و گلزارها میگوید و احساس زندانی بودن در قفس را بیان میکند. او به تمایز بین زیباییهای ایران و هند اشاره میکند و تأکید میکند که با وجود زیباییها، شادی و عیش واقعی در دسترسش نیست. به طور کلی، این شعر بیانگر ناامیدی و نارضایتی از وضعیت زندگی و دوری از لذتها و زیباییهاست.
برگ عیشی قسمت ما نیست در بستان هندهمزبان ما نشد جز طوطی از سبزان هند
هوش مصنوعی: در باغستان هند، خوشی و لذتی برای ما نیست و تنها کسی که به زبان ما صحبت میکند، طوطی سبز رنگ است.
بلبل گلزار ایرانم، بدآموز گلمبرنمیتابد دماغم سنبل و ریحان هند
هوش مصنوعی: من بلبل گلستان ایران هستم و نمیتوانم با بدآموزی کنار بیایم، چرا که عطر و زیبایی سنبل و ریحان هندی را دوست دارم.
چون قفس تنگ است بر ما عندلیبان این چمنما گواه از موی سر داریم در زندان هند
هوش مصنوعی: چون قفس ما تنگ و محدود شده، پرندگان خوشخوان این باغ گواهی میدهند که ما در زندان هندوستان فقط از موی سر خود داریم.
از شراب و از کباب بزم عیش ما مپرسبیمژه چون آب ایران، بینمک چون نان هند
هوش مصنوعی: از نوشیدنی و غذاهای خوشمزهمان سؤال نکن. ما همچون آب ایران بیمزه و بینمک مانند نان در هند هستیم.
دل به جمعیت منه در طرهٔ خوبان سلیمزان که چندان اعتباری نیست با سامان هند
هوش مصنوعی: دل را به جمعیت و زیبایی موی محبوبان نسپار، زیرا ارزش و اعتبار آن به اندازهای نیست که به زیبایی و صورت آنان وابسته باشد.