شمارهٔ ۵۱۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از آمدن ساقی (جامعهای شاداب و دلانگیز) صحبت میکند که باعث خوشحالی و دلگشایی دلها شده است. با ورود ساقی، زیباییهای طبیعت و فصول خوشبو و گلها نیز به یاد میآید. او به این نکته اشاره میکند که حتی صدای شکست شیشهها و نسیمهای خوشبو در این مجلس مستان به گوش میرسد و همه چیز در خدمت ایجاد شادابی و عشق است. در نهایت، شاعر به درد دل و شکست قلب خود اشاره میکند و عشق را به عنوان عامل این احساسات توصیف میکند.
ساقی دلگشای ما آمدرفت و بر مدعای ما آمد
هوش مصنوعی: ساقی خوشدل ما آمد و با خود خواستههای ما را به همراه آورد.
جلوه گر گشت ختر رز بازکهنه ی باصفای ما آمد
هوش مصنوعی: دختر زیبای ما که مانند گل سرخ است، با جلوه خود دوباره خود را نشان داد.
شیشه ی باده دید ابر بهارتا چمن در قفای ما آمد
هوش مصنوعی: ابر بهار شیشهی شراب را دید و به دنبال ما به سمت چمن آمد.
بیخودی آورد نسیم چمنفصل گل هم برای ما آمد
هوش مصنوعی: نسیم بهاری به همراه خودش زیبایی و خوشبوئی گلها را به ما هدیه آورده است.
شیشه ای هرکجا شکست، به گوشمی کشان را صدای ما آمد
هوش مصنوعی: هر بار که شیشه ای در جایی شکست، صدای ما به گوش میرسد.
گر نسیمی به مجلس مستانرفت، آواز پای ما آمد
هوش مصنوعی: اگر نسیمی به جمع جوانان خوشگذران بوزد، صدای گامهای ما شنیده میشود.
دل ما در بغل شکست سلیمسنگ عشقی سزای ما آمد
هوش مصنوعی: دل ما به خاطر عشق بیرحم شکسته شده است و این درد و رنجی که میکشیم، سزاوار ماست.