شمارهٔ ۵۷۸
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از حالتی از مستی و شوق صحبت میکند که به او آسیب میزند و به نوعی به عجز و ناتوانی خود اشاره میکند. او توبه را نام میبرد که نمیتواند به آن عمل کند و احساس میکند که تقدیرش در حال شکستن است. شاعر خود را به یک جام در دست آسمان تشبیه میکند که گهی شاد و گهی غمگین است. او همچنین از دیوانگی باغبان گفتوگو میکند و میگوید که او نیز مانند یک گل در این باغ احساس بیقراری میکند. در نهایت، شاعر با امید به وصال معشوق، درد و رنج خود را به تصویر میکشد و از آینده نامعلوم و بدبختیهایش نالان است.
ننگ مستی تا به کی قدر کمالم بشکندنام توبه در دهن چون حرف لالم بشکند
هوش مصنوعی: اى ننگِ مستى، تا چه زمان باید به آنچه که من هستم آسیب بزنى؟ نام توبه به زبان من میآید، اما مانند یک کودک لکنتدار از گفتار بازمیمانم.
در شکستن طالعی همچون حبابم داده اندگر خورد پهلو ز موج می، سفالم بشکند
هوش مصنوعی: من همچون حبابی هستم که به راحتی میشکنم؛ اگر موجِ کارها به من برخورد کند، زندگیام نیز از هم میپاشد.
آسمان مست است و من در دست او پیمانه امگاه پرسازد، گهی همچون هلالم بشکند
هوش مصنوعی: آسمان شاداب و سرمست است و من همچون پیمانهای در دست او هستم. گاهی آرام میشود و گاهی مانند هلال ماه، در هم میشکند.
باغبان دیوانه و من چوب گل خود نیستمبی سبب تا کی درین گلشن نهالم بشکند؟
هوش مصنوعی: باغبان دیوانهوار عمل میکند و من هم بیدلیل در این باغ بهدنبال گلهای خود نیستم. تا کی باید در این پارک منتظر بمانم که گلهای جوانم خراب بشوند؟
می شود از باطنم ظاهر نگارستان چینآسمان گر همچو فانوس خیالم بشکند
هوش مصنوعی: اگر روزی خیال من مانند فانوسی بشکند، آن گاه زیبایی چهره ی نگارستان چین را می توانم از عمق وجودم به نمایش بگذارم.
در قفس همطالع مرغ کباب افتاده امهرکه بر من بگذرد، خواهد که بالم بشکند
هوش مصنوعی: من در قفسی مانند مرغی کبابی ماندهام و هرکسی که به من نزدیک میشود، حس میکند که باید بالهای من را بشکند.
بر امید وصل او تا کی ز بخت بد سلیمفال بگشایم، دل از مضمون فالم بشکند
هوش مصنوعی: من تا کی باید به امید وصال او بمانم؟ با بدی قسمت خود، میخواهم فال بزنم اما دلام از نتیجهاش میشکند.