شمارهٔ ۶۰۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به فرا رسیدن فتنهای از روزگار اشاره میکند که مانند صدای سیل از کوهها به گوش میرسد. او از شنوندگان میخواهد که برای دستیابی به صفای دل، از دنیای پُر اشتباه چشم بپوشند، زیرا این دنیا باعث میشود که غبار بر زندگی آنها نشسته و در آن رخنه ایجاد شود. همچنین، کشتی فناطلبان با چوب عود ساخته شده و هر چیزی که در این مسیر غرق شود، به کار میآید. شاعر به عشق و جنون ناشی از زیبایی معشوق نیز اشاره کرده و میگوید که خط معشوقش او را مملو از حس نشاط و بهاری کرده است. در پایان، اشاره میکند که اگر کسی به وصال معشوق برسد، این امر شگفتانگیز نیست، چون هر چیزی در این روزگار چنین تاثیری دارد.
خروش فتنهای از روزگار میآیدچو بانگ سیل که از کوهسار میآید
هوش مصنوعی: دنیای پرچالش و مشکلاتی به وجود میآید که مانند صدای سیل در کوهها به گوش میرسد.
صفای دل طلبی، چشم از جهان بربندکه رخنهایست کز اینجا غبار میآید
هوش مصنوعی: برای رسیدن به آرامش دل، باید از دنیا و مشغلههایش چشمپوشی کنی، چرا که اینجا دلیلی برای دخالت و کدورت وجود دارد.
ز چوب عود بود کشتی فناطلبانکه هرچه غرق شود زان، به کار میآید
هوش مصنوعی: کشتی فنای انسانها از چوب عود ساخته شده است؛ بنابراین هر چیزی که به زیر آب برود، برای این کشتی مفید خواهد بود.
جنون ز سبزهٔ خط تو در سرم گل کردکه از خزان تو بوی بهار میآید
هوش مصنوعی: دیوانگی من از زیبایی خط تو سبز شده است، به طوری که از پاییز تو عطر بهار میوزد.
گرم به وصل رساند سلیم، نیست عجبکه هرچه گویی ازین روزگار میآید
هوش مصنوعی: اگر سلیم به وصال برسد، عجیب نیست که هرچه درباره این روزگار بگویی، حقیقت دارد.