شمارهٔ ۶۵۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دیوانگی و عشق سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که دیگران او را به نامهای مختلفی خطاب کردهاند، در حالی که خودش هیچکدام از این نامها را نمیشناسد. او از درد و سختیهای عشق و زندگیاش صحبت کرده و تفاوت در رفتار و خطابهای دیگران را به تصویر میکشد. شاعر احساس میکند که هیچگونه برچسبی بر او نخواهد نشست، چرا که نام او از هیچ زبانی شنیده نمیشود و این نشاندهنده یگانگی و خاص بودن اوست. در انتها، او به شرایط ناگوار و ویرانی زندگیاش اشاره میکند که او را به این حالت رسانده است.
در کوی تو دیوانه مرا نام نهادندطفلان چه بزرگانه مرا نام نهادند
هوش مصنوعی: در محلهی تو، بچهها مرا دیوانه صدا زدند و با این حال، خیلی با پختگی و جدی مرا خطاب کردند.
در پای خمم ناف به طفلی چو بریدنددردی کش میخانه مرا نام نهادند
هوش مصنوعی: وقتی نوزاد را به دنیا میآورند، انگار که باری به دوش من گذاشتهاند و من در میخانه از این درد و زحمت شکایت میکنم.
من طالع چوب گل و زنجیر ندارماحباب، چه دیوانه مرا نام نهادند؟
هوش مصنوعی: من هیچ سرنشتی از خوشبختی و شادی ندارم، دوستان چرا به من لقب دیوانه دادهاند؟
نه نام چراغی به جهان بود، نه شمعیآن روز که پروانه مرا نام نهادند
هوش مصنوعی: در آن روز که پروانه به من نام داد، نه چراغی در دنیا وجود داشت و نه شمعی.
نامم کسی از هیچ زبانی نشنیده ستافلاک چه بیگانه مرا نام نهادند
هوش مصنوعی: من را کسی از هیچ زبانی نمیشناسد و به همین خاطر، آسمانها به من نامی بیگانه دادهاند.
ایام، فلاطون جهان داد خطابمفریاد که طفلانه مرا نام نهادند
هوش مصنوعی: روزگار با گفتاری عمده به من پیام میدهد که براستی بیخبر و بیتجربه مرا با نامی ساده و کودکانه شناختهاند.
دادند گهی برگ گل و لاله خطابمگاهی پر پروانه مرا نام نهادند
هوش مصنوعی: گاهی به من لقب گل و لاله میدادند و در بعضی مواقع هم به خاطر زیباییام، مرا شبیه پروانه مینامیدند.
از خال لب او شدم آواره ی عالمعنقا، پی این دانه مرا نام نهادند
هوش مصنوعی: از لب او که نشانه عشق و زیبایی است، به دنبال جواهری نایاب و گرانبها در این جهان سرگردان شدم و به همین دلیل، برایم نامی انتخاب کردند.
در زلف تو- آن کوچه ی زنجیرفروشان-عمری ست که دیوانه مرا نام نهادند
هوش مصنوعی: در موهای تو، که مانند کوچهای از زنجیرهای پیچیده است، مدتی طولانی است که به من لقب دیوانه دادهاند.
بخت از پی معموری من بود سلیماآن روز که ویرانه مرا نام نهادند
هوش مصنوعی: در روزی که مرا به نام ویرانه شناختند، بخت و سرنوشت به دنبال خوشبختی من بود، ای سلیما.