شمارهٔ ۶۶۵
هوش مصنوعی: حسن دائم در تلاش است تا شیر را به فرهاد بکشد و نمیخواهد که از او زخم دل ببیند. او در پی عشق خود، دلش را میدهد و از پریشانی رنج میبرد. در باغ، او همیشه همراه معشوقش دیده میشود و بلبل از سر حسرت میخواند. آنها پریشانخاطرند و در پی آزادیاند، درحالیکه موی سفید ناامیدی را به آنها هدیه کرده است. هر دو روزی سلیم همدیگر را میبینند و مانند کودکان بازی میکنند.
حسن، شیرین را ازان می پرورد دایم به شیرکز برای کشتن فرهاد گردد شیرگیر
هوش مصنوعی: حسن همیشه با شیر شیرین را بزرگ میکند تا اینکه برای کشتن فرهاد، شیرش را در اختیار داشته باشد.
تا ازو زخمی نگیرم دلپسند خویشتنبرنمی دارم سر از دنبال پیکانش چو تیر
هوش مصنوعی: تا زمانی که از دل زخمی نشوم، سر از دنبال تیرش برنمیدارم.
می دهم دل را و می گیرم پریشانی ازوگر درین سودا نباشد طره ی او شانه گیر
هوش مصنوعی: من دل خود را میسپارم و در عوض پریشانیاش را میپذیرم، اما اگر در این ماجرا، موهای او به دست نباشد، چه فایدهای دارد؟
در چمن هر گه به او همراه می بیند مرااز پی سر چون رقیبان می کشد بلبل صفیر
هوش مصنوعی: هر بار که در چمن به او نزدیک میشوم، بلبل به خاطر رقابت، با صدای خود مرا زیر نظر میگیرد.
ما پریشان خاطران در بند سامان نیستیمخط آزادی ست بر اندام ما نقش حصیر
هوش مصنوعی: ما افرادی هستندیم که ذهنمان آشفته است و به دنبال نظم و سامان نیستیم. ما به نوعی از آزادی دست یافتهایم که در وجود ما مانند نقش و نگاری بر روی حصیر باقی مانده است.
کرد این موی سفید از خویش ما را ناامیدشکر از خود دست شوید در کنار جوی شیر
هوش مصنوعی: موهای سفید، ما را از امید و آرزوهای گذشتهمان ناامید کرده است. پس بیایید از خودمان دست بکشیم و در کنار جویی که شیر جاری است، از خوشی و شکرگزاری لذت ببریم.
هر دو روزی دیگری را پیش می آرد سلیممی کند دوران چو طفلان بازی میر و وزیر
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که روزها به نوعی به یکدیگر ارتباط دارند و به سادگی میگذرد. همچنین اشاره دارد به اینکه دورهها و زمانها مثل بازی بچههاست؛ یعنی گاهی بالا و پایین میشود و گاهی به حالت آرام و ساکن میآید. این تشبیه به نوعی به ناپایداری و تغییر در زندگی اشاره میکند.