شمارهٔ ۷۸۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره لذتهای زندگی و تأمل در عشق و دردهاست. شاعر میگوید که در کنار زیباییها و لذتهای شراب، گاهی احساس بیهوشی و ضعف هم میکند. او به عشق و مشکلات زندگی اشاره میکند و میپرسد که تا کی میتواند این رنجها را تحمل کند و به چه دلیلی این شکنجهها را متحمل میشود. به طور کلی، شعر به تلاقی لذت و درد در زندگی میپردازد.
آنم که می به نغمه ی زنجیر می خورمساغر به طاق ابروی شمشیر می خورم!
هوش مصنوعی: من کسی هستم که شراب را به همراه نغمههای زنجیری مینوشم و جام را از روی قوس ابروی شمشیر مینوشم!
از فیض ماهتاب، شرابم حلال شدمی در پیاله می کنم و شیر می خورم
هوش مصنوعی: به لطف نور ماه، نوشیدنی من سرمست کننده شد و من آن را در پیاله میریزم و در کنار آن شیر مینوشم.
بیهوشی ام ز جلوه ی سبزان گیلک استدر لاهجانم و می کشمیر می خورم
هوش مصنوعی: حالت بیهوشی و مستی من ناشی از زیبایی سبز و دلفریب لاهجان است و من در این حال، شراب کشمیر مینوشم.
مورم، ولی ز خرمن عشق است دانه امچون موریانه جوهر شمشیر می خورم
هوش مصنوعی: من مثل یک مور هستم که از خرمن عشق دانه برمیدارم. حتی اگر کوچک و حقیر باشم، مانند موریانهای هستم که به جای دانه، جوهر شمشیر را میخورم.
تا کی سلیم، جور جهان می توان کشید؟چندین شکنجه من به چه تقصیر می خورم؟
هوش مصنوعی: به چه مدت میتوانم سختیها و بیعدالتیهای دنیای اطرافم را تحمل کنم؟ چرا باید این همه رنج را به خاطر چه گناهی تحمل کنم؟