شمارهٔ ۷۸۵
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به توصیف تجربیات خود در مسیر عشق میپردازد. او از عبور از کوی عشق میگوید و میبیند که در این مسیر هیچ نشانی از گل یا خار وجود ندارد، و همچون باد با بیخیالی عبور کرده است. او اشاره میکند که هیچ دلی بدون آتش عشق مشاهده نکرده و با امید رسیدن به معشوق ولی در عین حال آگاه به عدم وفاداری، عبور میکند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که از عشق به خوبیها چیزی به دست نمیآید و این سودا برایش زیان داشته است.
به کوی عشق خوبان تا گذشتمز رفتن همچو نقش پا گذشتم
هوش مصنوعی: وقتی که از کوی محبوبان گذشتم، انگار که فقط به حالتی گذرا و بیتوجه عبور کردم، مانند اثر پای کسی که از روی خاک عبور کرده و زود محو میشود.
نه گل بر سر، نه خاری در کف پاچو باد از باغ، بی پروا گذشتم
هوش مصنوعی: نه گل معطر بر سرم بود و نه خار بر پایم، همچون بادی که بدون هیچ دغدغهای از باغ میگذرد.
دلی بی آتش عشقت ندیدمبه افسون در رگ خارا گذشتم
هوش مصنوعی: من هیچ دلی را ندیدم که به آتش عشق تو بیفتد؛ حتی از دل سنگی هم عبور کردم.
به امید وصال بی وفاییچو خورشید از سر دنیا گذشتم
هوش مصنوعی: به امید رسیدن به عشق و معشوقی که وفایی ندارد، مانند خورشید از دور دنیا عبور کردهام.
سلیم از عشق خوبان حاصلی نیستزیان دارد، ازین سودا گذشتم
هوش مصنوعی: عشق به خوبان نتیجهای برای سلیم ندارد و تنها زیان دارد؛ از این حالت دل برداشتم.