شمارهٔ ۷۸۷
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات شاعر در مورد عشق و زندگی اشاره میکند. شاعر از خوشیهای گذشتهی خود صحبت میکند که در آن زمان بیپروا مینوشیده و در عیش و نوش بوده است. او از تلخیهای زندگی و احساس ناامیدی میگوید که به خاطر بیتوجهی زاهد، در حال حاضر دچار درد و رنج است. شاعر بیان میکند که اگرچه زندگی برایش تلخ است، اما هنوز آرزوی نوشیدن می و شادی را در دل دارد و حسرت روزهای گذشته را میخورد. در نهایت، او از مشکلات و غمهایی که ناشی از نداشتن الکل در زندگیاش است، شکایت میکند.
خوش آن روزی که می در هر چمن بیباک میخوردمبه دستم بود اگر جامی، به پای تاک میخوردم
هوش مصنوعی: روز خوبی بود که بدون هیچ دغدغهای در هر باغ و چمنی شراب مینوشیدم. اگر جامی در دست داشتم، آن را در پای درخت تاک میخوردم و لذت میبردم.
ز ساقی، جام می نگرفتن زاهد هلاکم کردبه دست من اگر می داد، آن را پاک میخوردم!
هوش مصنوعی: زاهدی که از ساقی جام می نگرفت، باعث هلاکت من شد. اگر او آن را به من میداد، من با احترام و بهخوبی آن را مینوشیدم.
محبت کرد از بس تلخ بر من زندگانی رااگر زهرم نمیداد آسمان، تریاک میخوردم!
هوش مصنوعی: عشق و محبت چنان بر من سختی آورده که اگر آسمان به من زهر نمیداد، به مصرف تریاک روی میآوردم!
پی روزی عجب گر ترک استغنا کنم اکنونکه در ایام طفلی از قناعت خاک میخوردم
هوش مصنوعی: اگر در پی روزی باشم و از بینیازی دست بکشم، عجیب است، چون در دوران کودکیام از قناعت و سادگی زندگی میکردم.
سلیم از بیشرابی مبتلای صد غم و دردماگر میداشتم می، کی غم افلاک میخوردم؟
هوش مصنوعی: اگر شراب مینوشیدم، از دردها و غمهای فراوانی که دارم رهایی مییافتم. در این صورت، چرا باید به غمهای بزرگتری که در آسمان وجود دارد، بیاندیشم؟