شمارهٔ ۷۸۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از فقدان لذتها و شادیها در زندگی صحبت میکند و با اندوه به یاد میآورد که در چمنزاری که باید سرود و شوق را تجربه میکردند، چنین حالتی را نداشتند. عشق و نگاه به زیباییها نتوانسته است آنها را خوشحال کند و شاعر به سرگردانی و رنج عاشقان اشاره دارد. او همچنین از قناعت و بیتوجهی به دنیا و ثروتهای مادی صحبت میکند و در نهایت به عمیقترین اندوه و بیاحساسیای که در دل دارند، اشاره می کند.
کی بود در چمن که سرودی نداشتیمبا عندلیب گفت و شنودی نداشتیم
هوش مصنوعی: در باغ چه کسی بود که ما ترانهای نمیخواندیم؟ با بلبل گفتگو و شنیداری نداشتیم.
ای عشق، سوختیم بساط طرب که توهر چه به ما نمونه (؟) نمودی نداشتیم
هوش مصنوعی: ای عشق، ما در آتش شوق سوختیم و هر چه که تو برای ما به نمایش گذاشتی، برای ما ارزشی نداشت.
گردون کدام فتنه که با عاشقان نکرداینها گمان به خال کبودی نداشتیم
هوش مصنوعی: آسمان کدام بلا را بر عاشقان نرشد؟ ما فکر نمیکردیم که به این درد دچار شویم.
مردیم و آهی از دل بی کینه برنخاستهمچون چراغ آینه دودی نداشتیم
هوش مصنوعی: ما در شرایط سخت و با درد و رنج فراوان زندگی کردیم، اما هیچ کینهای در دل نداشتیم. مانند چراغی که در تاریکی میدرخشد و هیچ دودی از آن برنخاست، ما هم تلاش کردیم در زندگیمان بدون ایجاد مشکل و دلخوری زندگی کنیم.
دایم سلیم بود قناعت طریق ماهرگز نظر به صاحب جودی نداشتیم
هوش مصنوعی: همیشه قناعت و رضایت خاطر مسیر زندگی ما بوده و هرگز به ثروتمندان و کسانی که سخاوتمند هستند نگاه نکردهایم.