شمارهٔ ۸۲۳
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی شوق و عشق به معشوق و حالتی از دیوانگی و شیدایی صحبت میکند. شاعر از آتش عشق و خونریزی به خاطر عشق میگوید و از وجود خضر (راهنمای حیات) میخواهد که راه او را ببیند. او به اجتماعاتی که آمدهاند، اشاره میکند اما خود را رسواتر از بوی می میبیند. شاعر تأکید میکند که در هیچ جا برای دیوانگان جایی نیست و اگر شهر از آنها تنگ شود، به بیابان فرار میکنند. او به شور و شوقی که در مکانها وجود ندارد اشاره میکند و به حالت خوشی و جنون خود در چمن میپردازد. در نهایت، به قدرت کلام خود و تأثیرش بر جهان اشاره کرده و میگوید که همچون مسیحا، به سمت آسمان میرود.
گه ز شوق او در آتش، گاه در خون میرویمخضر کو تا بنگرد این راه را چون میرویم
هوش مصنوعی: گاهی از شوق دیدار او در آتش میسوزیم و گاهی در خون میغلتیم. ای خضر، کجایی تا این راه را که طی میکنیم، ببینی؟
همچو توبه با صلاحیت به مجلس آمدیملیک رسواتر ز بوی می به بیرون میرویم
هوش مصنوعی: ما با نیت پاک و درست به جمع آمدهایم، اما همچنان رسواتر از بوی شراب به بیرون میرویم.
هرکجا باشد، چو ما دیوانگان را جای نیستشهر اگر از ما به تنگ آمد، به هامون میرویم
هوش مصنوعی: هر جا که برویم، جایی برای دیوانگان مثل ما نیست. اگر این شهر از ما خسته شود، به بیابان میرویم.
نیست شوری هرکجا شوریدهای در رقص نیستدر چمن، گاهی به ذوق بید مجنون میرویم
هوش مصنوعی: در هر جایی که شور و حالت خاصی وجود نداشته باشد، شوریدگی و رقص هم دیده نمیشود. گاهی وقتها، با حس و حال خاصی مانند عشق و دیوانگی، به سمت زیباییها و لطف طبیعت میرویم.
جمله عالم را گرفت اعجاز نطق ما سلیمبعد ازین همچون مسیحا سوی گردون میرویم
هوش مصنوعی: تمامی دنیا تحت تأثیر قدرت کلام ما قرار گرفته است. از این پس مانند مسیح، به سوی آسمان میرویم.