شمارهٔ ۸۶۱
هوش مصنوعی: این شعر به زیباییهای شهر آبادان و همچنین به دلتنگی و خرابیهای آن اشاره دارد. شاعر از باغ و بهار آبادان سخن میگوید و به جلوههای آن اشاره میکند، اما در عین حال از خرابیهای شهر و غم و غصهای که در دل دارد، یاد میکند. او به انتظار و حسرتهایش نسبت به آبادان و تأثیر نسیم و غبار بر زندگیاش اشاره میکند و بیان میکند که دلها خراب شدهاند و دیگر حصاری در برابر این دردها وجود ندارد.
انجمن شد ز یار آبادانهست باغ از بهار آبادان
هوش مصنوعی: جمعی از دوستان و یاران دور هم جمع شدهاند و این جمع باعث رونق و شادابی و سرسبزی مانند باغی در بهار است.
شهر از جلوه اش خراب، ولیکوچه ی انتظار آبادان
هوش مصنوعی: شهر به خاطر زیباییاش ویران شده، اما کوچهای که به انتظار نشسته، همچنان پررونق و آباد است.
کرد سیرم ز نعمت دیدارخانه ی روزگار آبادان
هوش مصنوعی: دیدن خانهای آباد و پرخیر و برکت، مرا از نعمتها سیراب کرد.
از نسیمم زیان رسد، که شده ستخانه ام از غبار آبادان
هوش مصنوعی: نسیم هم برای من ضرر دارد، چون خانهام از گرد و غبار آبادان پر شده است.
ملک دلها خراب گشت سلیمتا شد این نه حصار آبادان
هوش مصنوعی: پادشاهی دلها و احساسات سلیم از بین رفت و اینجا دیگر آن حصار آباد و مستحکم نیست.