شمارهٔ ۸۸۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و تأثیرگذاری محبوبش اشاره میکند. او به سرو تشبیه میشود که در کنار محبوب به آرامی حرکت میکند و حسرت فصل بهار را در خزان به یاد میآورد. شاعر از زیباییهای محبوبش و خوابهای شیرینش سخن میگوید و همچنین از آرزوها و امیدهایی که به محبت او دارد. او به زندگی طولانیاش دعا میکند و بیان میکند که مرگش تنها میتواند به خاطر این عشق باشد. در کل، این شعر از عشق عمیق و احساساتی عاطفی شاعر نسبت به محبوبش حکایت دارد.
ای سرو همچو سایه دوان در قفای توحسرت بهار را به خزان حنای تو
هوش مصنوعی: ای درخت سرو که همچون سایهات در پی تو میدود، حسرت زیباییهای بهار به خاطر رنگ و حالتو در خزان به قلب میآید.
خوبان به دیده بستر راحت فکنده انداز مخمل دوخوابه ی مژگان برای تو!
هوش مصنوعی: زیبایان برای تو به خاطر راحتی، چشمهای خود را مانند رختخواب نرم و مخملی باز کردهاند!
ماند به سبحه، بس که پی وعده ی وصالخوبان گره زدند به بند قبای تو
هوش مصنوعی: به خاطر امید به وصال و حضور زیبای تو، آنقدر به تسبیح گره زدم که دستم خسته شد.
عمرت دراز باد که خاک مزار مادارد دری به خلد ز هر نقش پای تو
هوش مصنوعی: به امید این که عمرت طولانی باشد، زیرا خاک قبر ما به خاطر ردپای تو، دروازهای به بهشت دارد.
همواره طعنه می شنوی از برای منای دوست چون سلیم بمیرم برای تو!
هوش مصنوعی: دوست من، همیشه به خاطر من به تو کنایه میزنند، اما من برای تو مثل سلیم (آرام و باانصافی) مرگ را پذیرا هستم!