شمارهٔ ۹۰۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به مفهوم زندگی و غفلت انسانی اشاره میکند. او میگوید که نباید به هشیاری و آگاهی از دست برود و مانند لاله و گل، باید از زیباییها بهره برد. همچنین بر این نکته تأکید دارد که اهل علم و معنا نباید به دنیای مادی اتکا کنند و باید از مشکلات و فریبهای گردون و دوران بیاعتماد باشند. او توصیه میکند که برای حفظ آرامش و آسایش، باید دور از درشتیها زندگی کرد و به دور از بیماریها، به زیباییها نگریست. در نهایت بیان میکند که انسان جز از باده عمر دیگری ندارد و باید از این خمار بهرهبرداری کند.
یک نفس چون لاله جام از کف ز هشیاری منهچون گل از سر افسر آشفته دستاری منه
هوش مصنوعی: لحظهای مثل لاله، جام را از دست نرسان، از هشیاری خود نغسل. مانند گلی که از سر افسر به هم خورده، دستار را به هم نریز.
همچو شاخ گل ز کف مگذار جام باده رابر زمین چیزی که باید باز برداری منه
هوش مصنوعی: همچون شاخه گلی، جام باده را از دست خود نینداز. چیزی که باید به دست آوری را نگذار بر زمین.
اهل معنی را نباشد بر عناصر اعتبارهمچو صورت پشت بر این چاردیواری منه
هوش مصنوعی: افراد آگاه به معنی و حقیقت، به عناصر و شکلهای ظاهری اعتبار نمیدهند. آنها مانند تصویری هستند که به دیواری تکیه کرده و از آن فراتر میروند.
سستپیمان است گردون، تکیه بر عهدش مکنپشت چون آیینه بر این موم زنگاری منه
هوش مصنوعی: دنیا به راحتی تغییر میکند و به هیچ عهد و پیمانی نمیتوان اعتماد کرد. پس مانند آیینهای که بر روی موم زنگار خورده قرار میگیرد، بر این دنیا تکیه نکن و انتظار ثبات نداشته باش.
عافیت خواهی، درشتی را حصار خویش کنهمچو کبک کوهساری پا به همواری منه
هوش مصنوعی: اگر به دنبال آرامش هستی، سعی کن که از شدت و کمال رفتار و عکسالعمل های خود بکاهی و خود را در مقام حفاظت از آرامش قرار دهی، مانند کبکی که در کوهستان میداند چطور باید در شرایط سخت بماند و به مکانهای امن برود.
جز خمار می نداری علت دیگر سلیمهمچو چشم گلرخان، تهمت به بیماری منه
هوش مصنوعی: اگر غیر از نشهٔ می، دلیل دیگری برای سلامت و آرامشام نداری، پس مانند چشم گلرخان، به من تهمت بیماری نزن.