شمارهٔ ۷۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساس ترس و زخمهای عاطفی خود سخن میگوید. او از صحبت با شخصی خاص میترسد و به خاطر تجربیات گذشتهاش، از ملاقات و ارتباط با دیگران نگران است. همچنین، او به عدم شادی و خندیدن اشاره میکند و به نوعی میگوید که مثل یک کودک مدرسهای، از سرنوشت و اتفاقات زندگی میترسد. این عواطف نشاندهندهی آسیبپذیری و ترسهای درونی شاعر است.
از صحبت آن رشک ملک می ترسمزخمم، ز ملاقات نمک می ترسم
هوش مصنوعی: من از گفتگوی او مثل ملک حسادت میکنم و از درد زخم خود نگرانم، همچنین از ملاقات با او که برایم شیرین و لذتبخش است، واهمه دارم.
یک خنده به کام دل نکردم هرگزچون طفل دبستان ز فلک می ترسم
هوش مصنوعی: هرگز نتوانستم از دل خود بخندم، چون کودک مدرسهای که از آسمان میترسد.