شمارهٔ ۱۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره محبت و رحمت خداوند و اشتیاق انسان به نزدیک شدن به اوست. شاعر از ساقی (خدا) میخواهد که عشق و رحمتش همیشه بر سر او سایه افکند. زندگی را متذکر میشود و از عمرش میخواهد که قبل از رسیدن مرگ، فرصت بیشتری برای زندگی داشته باشد. او همچنین به خوار بودن خاک انسانها در دنیا اشاره میکند و بر لزوم دوستی و ارتباط با محبوب واقعی تأکید میکند. شاعر به ساحت عشق و ارادت به معشوق خود میپردازد و از حقارت دنیا و گرفتاریهای زندگی میگوید و در نهایت؛ شکرگزاری برای نعمتهای خداوند را بیان میکند.
روز ابر است و دهد ساقی جان ساغر ماسایه رحمت او کم نشود از سر ما
هوش مصنوعی: امروز روزی ابری است و ساقی ما به ما جان میبخشد، سایه رحمت او هرگز از بالای سر ما کم نخواهد شد.
یکدم ای عمر گهی از در ما نیز درآیپیش از آن دم که اجل حلقه زند بر در ما
هوش مصنوعی: ای عمر، لحظهای به ما بپیوند و از در ما وارد شو قبل از آنکه مرگ در را به روی ما بخواند.
خاک ما سوختگان خوار نه بینی که فلکنیل رخساره ما ساخت ز خاکستر ما
هوش مصنوعی: خاک ما، که سوختهها هستند، را حقیر نپندار، زیرا آسمان، چهره زیبای ما را از خاکستر ما ساخته است.
نخل مقصودی و از شاخ وصالت ما رابر امید همین بس که نشینی بر ما
هوش مصنوعی: نخل مقصود تویی و از شاخه دوستیات، برای ما کافی است که فقط بر ما نشستهای.
اشک چون سیم و رخ چون زر ما بین نظریای که هرگز نظرت نیست به سیم و زر ما
هوش مصنوعی: اشکهای من مانند نقره است و چهرهام چون طلا میدرخشد. به یک نظر بینداز که هرگز نگاهت به نقره و طلا نرسیده است.
سر به بالین ننهم از ستمت بس که شودبسته از خون جگر بر تن ما بستر ما
هوش مصنوعی: سرم را بر بالین نمیگذارم، زیرا ظلم تو به قدری سنگین است که بستر ما از خون دلمان فشرده و تنگ شده است.
ما که هستیم غلام تو ز روی اخلاصزانکه باشی به یقین در همه جا مهتر ما
هوش مصنوعی: ما انسانهایی هستیم که با تمام وجود به تو وفاداریم، چرا که به درستی میدانیم در هر جا، تو از ما برتر و بزرگتر هستی.
شکر داریم چو اهلی به جگرخواری خودکه رسد از کرمت آنچه بود در خور ما
هوش مصنوعی: ما از بزرگواری تو سپاسگزاریم، چرا که از لطف تو به ما میرسد آنچه که برای ما مناسب و ضروری است، حتی اگر در دل خود درد و رنجی داشته باشیم.