شمارهٔ ۲۶
هوش مصنوعی: شاعر در این متن به زیبایی یک جوان و جذابیتهای او اشاره میکند. او به تماشاگران هشدار میدهد که دیدن این زیبایی ممکن است آنها را از خود بیخود کند. در توصیف، از آهو و ویژگیهای خاص آن بهره میبرد و میگوید که برخی افراد به خاطر حسرت و ملامت، دچار سوز دل میشوند. شاعر به وجود خدای حقیقی اشاره کرده و میترسد که برخی به عبادت بتها روی آورند. او با تشبیه زبان به شمع، از بلبل میخواهد که زبان خود را نگه دارد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که مشخصات ظاهری قابل تغییر نیستند و از دلش میخواهد که شرح و بیان را کوتاه کند.
این است نهان از نمک آن تازهجوان راکز هوش رود هر که تماشا کند آن را
هوش مصنوعی: این احساس پنهان و خاصی که در دل آن جوان تازهنفسی وجود دارد، به قدری عمیق و قوی است که هر کسی با دیدن او ممکن است هوش و حواسش را از دست بدهد.
آهوی ختایی فکند نافه به صحراگر بنگرد آن خال و خط مشکفشان را
هوش مصنوعی: یک آهو از دیار ختا به صحرا رفته و اگر به خطوط و خالهای زیبای صورتش نگاه کند، زیبایی و جذابیت خویش را میبیند.
خامانِ دلآسوده که از داغ ملامتسوزند دل برهمن سوختهجان را
هوش مصنوعی: ناآگاهان با خیال راحت زندگی میکنند، در حالی که دلشان از عذاب سرزنشها میسوزد و به جان کسانی که در آتش عشق سوختهاند، توجهی ندارند.
گر چشم خدابین دهد این طایفه را حقترسم به خدایی بپرستند بتان را
هوش مصنوعی: اگر چشمی که حقیقت را میبیند به این گروه داده شود، میترسم که آنها به جای خدا، بتها را پرستش کنند.
چون شمع زبانسوز بود وصف رخ گلای بلبل شوریده نگهدار زبان را
هوش مصنوعی: اگر مانند شمع، زبان تو نیز آتشین و سوزان است، پس ای بلبل عاشق، زبانت را از توصیف زیبایی گل نگهدار.
گر سرّ دهانت به گمان نیز نیایدره در دهنت نیست یقین را و گمان را
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است به نظر برسد که سخنانی که میگویی درست هستند، اما در حقیقت اگر درک و یقین واقعی در دهانت نباشد، تنها به گمان و پندار اتکا کردهای و این کافی نیست.
اهلی، صفت زلف درازش نتوان کردکوتاه کن ای دلشده این شرح و بیان را
هوش مصنوعی: ای دل، صفت زلف بلند او را نمیتوان کوتاه کرد، پس این توصیف و بیان را رها کن.