شمارهٔ ۷۸
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر میگوید که اگر اشکهایم بتوانند گناهانم را بشویند و قلب سیاه مرا سفید کنند، خوشحال میشود. او میگوید که حتی اگر عقلش در راه عشق بسوزد، از این موضوع ناراحت نیست و این احساسات را با ارزش میداند. شاعر به یاد چهرهٔ معشوقش است که آنقدر در خیال او نقش بسته که مانند قبلهای برایش شده. او همچنین به وضعیت خود اشاره میکند که با دیدن معشوقش، مانند خرمن گل در برابر زیباییاش میماند. در نهایت، او امید دارد که اشکهایش بتوانند در درخواست عفو از دوست موثر باشند.
بود که گریه بشوید خط گناه مراسفید روی کند نامه سیاه مرا
هوش مصنوعی: در ایامی گریهای بر من نازل شد که آثار گناهانم را پاک کند و نامه سیاه و پر از خطای من را سفیدی بخشد.
اگرچه خرمن عقلم بسوخت در ره عشقخوشم که برق کرم پاک کرده راه مرا
هوش مصنوعی: اگرچه دانش و اندیشهام در مسیر عشق نابود شده، اما خوشحالم که وجود نیکو و محبتآمیز، راه روشنی برای من فراهم کرده است.
خیال روی تو بست آنقدر بچشمم نقشکه لوح صورت چین کرد قبله گاه مرا
هوش مصنوعی: تصویر چهرهات به قدری در چشمانم نقش بسته که چون لوحی از صورت، مسیری را برای من تعیین کرده است که به سوی تو میروم.
گهی که خرمن گل خوشه چین عارض تستچه رنگ باشد ازو چهره چو کاه مرا
هوش مصنوعی: گاهی که خوشههای گل، زیبایی صورت تو را برداشت میکنند، رنگ چهرهام چون کاه خواهد بود.
حذر نکر رقیب زابر گریه منمگر به چشم نیاورد دود آه مرا
هوش مصنوعی: مبادا رقیب از گریهام مراقبت نکند، مگر اینکه در چشمانش دود ناشی از آه من را ببیند.
گناه اهلی از آن شد که دوست عفو کندمگر شفیع کند اشک عذر خواه مرا
هوش مصنوعی: اهل گناه به خاطر بخشش دوست، به گناه خود ادامه میدهند، مگر اینکه اشکهای پشیمانی من، واسطهای برای عذرخواهی شوند.