شمارهٔ ۸۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از بیداری و آگاهی خود از عشق و درد ناشی از آن صحبت میکند. او به خواب رفتهای اشاره میکند که هیچکس مانند او آن را تجربه نکرده است. از سویی، شب، سگ عاشق را به سوی او میفرستد که احتمالا به عشق و دردش پی برده است. شاعر از فقدان صبر و آرامش میگوید و نشان میدهد که این درد به شدت او را رنج میدهد. او گریان است و عشقش را آنچنان عمیق توصیف میکند که حتی آب نیز نمیتواند چهرهاش را از این درد رهایش کند. شاعر از زاهد میخواهد که سختیهای عاشق را نبیند و تأکید میکند که عشق حقیقی در قیامت باز خواهد گشت. در نهایت، او دعا میکند که محبتی در دل دیگران افزون شود تا آرزوهایش مستجاب گردد.
کرد بیدارم ز خواب بیخودی آن آفتاباین چنین بیداریی هرگز نبیند کس بخواب
هوش مصنوعی: خورشید مرا از خواب ناخواستهای بیدار کرد. هیچکس در خواب، چنین بیداری را تجربه نخواهد کرد.
شب سگت سوی من آمد ره مگر گم کرده بودیا شنید از سوز داغ سینه ام بوی کباب
هوش مصنوعی: در شب، سگی به سمت من آمد. شاید راهش را گم کرده بود یا از حالت سوزناک دل من بویی از کباب را حس کرده بود.
صبر و آرامی کز ایشان راحتم بودی نماندنیم جانی با من است آن نیز از بهر عذاب
هوش مصنوعی: صبر و آرامشی که باعث راحتی من بود، دیگر وجود ندارد و حتی نیمه جانی که با من مانده، به خاطر عذابی است که تحمل میکنم.
من نه تنها گریم از شوقت که در آب روانصورت خویشتن چو بیند گرددش دردیده آب
هوش مصنوعی: من تنها به خاطر علاقهام به تو گریه نمیکنم، بلکه وقتی خودم را در آب روان میبینم، آنقدر تحت تأثیر قرار میگیرم که آب، چشمهایم را میسوزاند.
گر کشی جام و بریزی جرعه یی بر بتکدهصورت چین تا قیامت همچو من ماند خراب
هوش مصنوعی: اگر جام مینوشی و چند قطره از آن را در بتکده بر صورت چین بریزی، تا روز قیامت همچون من خراب و سرگردان خواهی ماند.
زحمت عاشق مده زاهد که این مست ازلدر قیامت چون گل از گل سرزند مست شراب
هوش مصنوعی: زحمت عاشق را به زاهد نده، زیرا این عاشق همیشه سرمست است و در قیامت مانند گلی تازه خواهد شکفت. او از شراب عشق سیراب شده است.
جز دعای آنکه گردد در دل افزون درد توگر تمنایی کند اهلی نگردد مستجاب
هوش مصنوعی: به جز دعا و خواسته کسی که در دلش به خاطر تو غم و درد فراوانی حس میکند، اگر چنین شخصی آرزویی داشته باشد، دعایش به اجابت نمیرسد.