شمارهٔ ۱۰۶
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و روحانی پرداخته است. شاعر میگوید که نیاز به خودپسندی ندارد و اهل دلان دردی جز عشق ندارند. او به زیبایی و لطافت محبوبش افتخار میکند و میگوید که درمان درد عشق تنها از لبان او حاصل میشود. همچنین، سجود او از روی نیاز است و به نماز زنده دلان تنها احترام به عشق و نیاز اشاره دارد. در نهایت، او به زخمهای ناشی از عشق اشاره میکند و میگوید که درد عاشقانه شدیدتر از جراحتهای دیگر است.
نیازمند ترا رسم خود پسندی نیستطریق اهل دلان غیر دردمندی نیست
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن عشق و توجه تو، نیازی به تظاهر و خودپسندی نیست. راه و رسم اهل دل فقط متکی به درد و احساس واقعی است.
به خلق و لطف تو نازیم ای سهی بالاکه سرو قد تورا ناز سر بلندی نیست
هوش مصنوعی: ما به خوشخلقی و مهربانی تو افتخار میکنیم ای زیبای بلندقامت، چرا که قامت تو هیچ ناز و کسوتی ندارد که به بلندی تو برسد.
مریض عشق تورا شربت طبیب چه سوددوای خسته دلان جز لبان قندی نیست
هوش مصنوعی: عاشق بیمار درد عشق، از نوش داروی پزشک بهرهای نمیبرد، چرا که درمان دلهای خسته تنها در لبهای شیرین تو نهفته است.
مرا سجود نیاز از نماز شیخ به استنماز زنده دلان جز نیازمندی نیست
هوش مصنوعی: برای من نیاز به سجده و فروتنی از نماز شیخ بیشتر ارزش دارد، چرا که نماز کسانی که دل زندهای دارند، جز بیان نیاز نیست.
خروش مرغ سحر زارتر بود اهلیجراحتی بتر از زخم مستمندی نیست
هوش مصنوعی: صدای پرنده سحر در دلانگیزترین حالتش حاکی از درد و اندوه است، چنان که زخم ناشی از بیکسی و تنهایی را نمیتوان با هیچ جراحت دیگری مقایسه کرد.