شمارهٔ ۱۱۲
هوش مصنوعی: این شعر درباره لذت و زیبایی زندگی در دوران جوانی و عشق است. شاعر به زیباییهای گل و بهشت اشاره میکند و میگوید که در هیچ مکانی بدون یاد معشوقش نمیتواند بماند. او معشوق را به خورشید تشبیه میکند و از خوبی و پاکی او میگوید. همچنین اشاره میکند که هیچکس به اندازه معشوقش زیبا و با جذبه نیست و در نهایت به احساسات عمیق خود و تاثیر معشوق بر قلبش اشاره دارد.
وقت طرب ایام گل و موسم کشت استمیخانه ما در همه ایام بهشت است
هوش مصنوعی: در زمان خوشی و زیباییها، فصل گل و کشت crops است. جایی که ما برای خوشی و شادی به آن میرویم، در تمام دوران مانند بهشت میباشد.
بی یاد تو در هیچ مقامی نه نشستمگر گوشه محراب و گر کنج کنشت است
هوش مصنوعی: بدون یاد تو در هیچ مکانی آرام نگرفتهام، حتی اگر در گوشه محراب یا کنار معبد باشم.
سر تا قدمی روشنی دیده چو خورشیدایزد تن پاکت مگر از نور سرشتست
هوش مصنوعی: تمام وجودت مانند خورشید درخشان است، آیا ممکن است که پاکی جسم تو از نور ذاتت ناشی شده باشد؟
آدم به چنین خوبی و عیسی نفسی نیستحقا که پری هم سخنش پیش تو زشت است
هوش مصنوعی: آدمی به چنین نیکی و فطرت لطیف نیست؛ واقعاً حتی پری نیز در برابر تو از گفتوگو کردن شرمنده است.
چون دوخته گردد دل صد چاک تو اهلیچون رشته مقصود ترا چرخ نرشتست
هوش مصنوعی: وقتی دل انسان به دردهای زیادی دچار میشود، مانند این است که همه آن زخمها و دردها در هم تنیده شدهاند. اما زمانی که به هدف و مقصود خود نگاه میکند، میبیند که تقدیر و سرنوشت او به گونهای دیگر رقم خورده و آنچه میخواسته، به دست نیامده است.