شمارهٔ ۱۷۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و درد ناشی از آن است. شاعر با استفاده از استعارههای مختلف، احساسات خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او از اشک و نیاز خود صحبت میکند و میپرسد که چرا این همه احساس و غم در دل دارد. شاعر همچنین به دنیای واقعی و مجازی اشاره میکند و میپرسد اگر زیبایی معشوق واقعی باشد، چرا باید به مجاز سجده کند. او به جوهر زندگی و ارزش عمر طولانی نیز اشاره میکند و در نهایت به خواست و ناز معشوق و تأثیر آن بر خود اشاره میکند.
شمع را پیش رخت اشک نیاز اینهمه چیستگرنه سر گرم تو شد سوز و نیاز اینهمه چیست
هوش مصنوعی: چرا در برابر زیبایی تو اینقدر آغشته به اشک و خواسته هستم؟ اگر تنها به تو فکر میکردم، دیگر نیازی به این همه سوز و longing نبود.
صد کنار از غم سرد تو پر آب است ز اشکبکناری بنشین شوخی و ناز اینهمه چیست
هوش مصنوعی: غصه و ناراحتی تو باعث شده که کنارهای زندگیام پر از اشک باشد. حالا بیا کمی کنار برویم و با شوخی و ناز، این همه درد و غم را فراموش کنیم.
گر بمحراب حقیقت بود ابروی بتانسجده اهل حقیقت به مجاز اینهمه چیست
هوش مصنوعی: اگر ابروهای معشوقان در جایگاه حقیقت قرار گیرد، پس سجده کسانی که به حقیقت نزدیک هستند، چرا باید به مجاز و ظواهر این دنیا باشد؟
ای خضر گر نشوی کشته آن آب حیاتخود بگو خاصیت عمر دراز اینهمه چیست
هوش مصنوعی: ای خضر، اگر تو هم به دست آب حیات کشته نشوی، پس بگو فایده عمر طولانی و دراز این همه چیست؟
ماچو در پای تو نقد دو جهان یافته ایمچشم شوخ تو بما شعبد باز اینهمه چیست
هوش مصنوعی: ما به خاطر وجود تو، ارزش دو جهان را به خوبی درک کردهایم. حالا این چشمان بازیگوش تو چه جادویی را به نمایش میگذارند؟
اهلی،آن عهد شکن گرنه پشیمان زوفاستخشم و نازش بمن غمزده باز اینهمه چیست
هوش مصنوعی: اگر کسی به وعدهاش وفا نکند، در واقع خود را گرفتار پشیمانی میکند. حالا این خشم و ناز تو که مرا غمگین کرده است، نشانه چیست؟